دانایی را پرسیدند
چیست محبوب ترین عدد در اینترنت ؟
فرمود 18+
چرا که وقتی خلایق آن را بینند
بیاختیار عنان از کف دهند
و
چشمها را گشاد گردانند
و
آب از دهانشان چکه نماید
و
دستهایشان همی لرزد
و
در صورتی که لازم باشد از مرزها گذر کنند
و
در آخر نیز یا دست از پا درازتر باشند
و
یا احساس دست از پا درازتری نمایند
و
من همچنان در عجبم از راز این عدد
ویلیام مردی که 30 سال است در فرودگاه کلمبیا مشغول تقلید از یک کاراکتر کارتونی است.
ویلیام مردی که 30 سال است در فرودگاه کلمبیا مشغول تقلید از یک کاراکتر کارتونی است.


ecran internet 9.2
ecran internet 9.2 محصولی از شرکت ecran software است.
مرورگر وب یا Web browser به نرمافزارهای کاربردی گفته میشود که برای دریافت، نمایش و مرور اطلاعات از شبکه جهانی اینترنت مورد استفاده قرار میگیرند.
در واقع بدون مرورگر های وب، شبکه جهانی اینترنت بیشتر کاربرد های خود را از دست خواهد، یعنی برای استفاده از شبکه اینترنت باید حداقل یک مرورگر وب داشته باشید.
در زمان فعلی تعداد زیادی مرور گر معروف وجود دارد که هر کدام برتری هایی دارند ، همچنین ضعف هایی هم دارد.
ما بعنوان تیم البرز دانلود قصد نداریم هیچ کدام از Web browser های معروف را معرفی کنیم، بلکه می خواهیم یک Web browser جدید و کارامد را در دسترس شما قرار دهیم.
ecran internet 9.2 مرورگری بسیار سریع است که به کاربران خود امکان می دهد با حداکثر سرعت ممکن ر اینترنت به گشت و گذار بپردازند.
ecran internet 9.2 با توانایی هایی که در شخصی سازی دارد، مانند انتخاب رنگ و عکس ، ظاهر مرورگر را تغییر دهید تا باعث خستگی کاربر نشود.
یکی دیگر از برتری های بزرگ ecran internet 9.2 قابل حمل بودن آن است. یعنی نیازی به نصب ندارد و در هز جایی میتوانید از آن استفاده کنید.
* از این نرم افزار می توانید در سیستم عامل های , Windows XP, Windows Vista 32bit, Windows Vista 64bit, Windows 7 32bit, Windows 7 64 bit استفاده کنید.
حجم فایل: ۱۳ مگابایت
رمز فایل: www.alborzdownload.com
منبع: www.alborzdownload.com
روزگاری پادشاه ثروتمندی بود که چهار همسر داشت، اوهمسر چهارم خود
را بسیار دوست می داشت و او را با گرانبهاترین جامه ها می آراست و
با لذیذترین غذاها از او پذیرایی می کرد، این همسر ازهر چیزی
بهترین را داشت.
پادشاه همچنین همسر سوم خود را نیز بسیار دوست می داشت و او را
کنار خود قرار می داد، اما همیشه از این بیم داشت که مبادا این
همسر او را به خاطر دیگری ترک نمائد.
پادشاه به زن دوم هم علاقه داشت او محرم اسرار شاه بود و همیشه با
پادشاه مهربان و صبور و شکیبا بود، هر گاه پادشاه با مشکلی روبرو
می شد به او توسل می جست تا آنرا مرتفع نماید.
همسر اول پادشاه شریک بسیار وفاداری بود و در حفظ و نگهداری تاج و
تخت شاه بسیار مشارکت می نمود، اما پادشاه این همسر را دوست نمی
داشت و به سختی به او توجه می کرد، ولی برعکس این همسر شاه را
عمیقا دوست داشت.
روزی از این روزها شاه بیمار شد و دانست که فاصله زیادی با مرگ
ندارد، به سراغ همسر چهارم خود که خیلی مورد توجه او بود، رفت و
گفت: "من تو را بسیار دوست داشتم، بهترین جامه ها را بر تو پوشانده
ام و بیشترین مراقبتها را از تو بعمل آورده ام، اکنون که من دارم
میمیرم آیا تو مرا همراهی خواهی کرد؟"
او پاسخ داد: "بهیچ وجه!!" و بدون کلامی از آنجا دور شد، این جواب
همانند شمشیر تیزی بود که بر قلب پادشاه وارد شد.
پادشاه غمگین و ناراحت از همسر سوم خود پرسید: "من در تمام عمرم تو
را دوست داشته ام، هم اکنون رو به احتضارم، آیا تو مرا همراهی
خواهی کرد و با من خواهی آمد؟"
او گفت: "نه هرگز!!، زندگی بسیار زیباست، اگر تو بمیری من مجددا
ازدواج خواهم کرد و از زندگی لذت می برم!"
پادشاه نا امید به سراغ همسر دوم خود رفت و از او پرسید: "من همیشه
در مشکلاتم از تو کمک جسته ام و تو مرا یاری کردی، من در حال مردنم
آیا تو با من خواهی بود؟"
همسر دوم پادشاه در پاسخ وی گفت: "نه متاسفم، من در این مورد
نمیتوانم کمکی انجام دهم، من در بهترین حالت فقط می توانم تو را تا
قبر همراهی نمایم!"، این پاسخ مانند صدای غرش رعد و برقی بود که
پادشاه را دگرگون کرد.
در این هنگام صدایی او را بطرف خود خواند و گفت: "من با تو خواهم
بود و تو را همراهی خواهم کرد، تا هر کجا که تو قصد رفتن نمایی!"
شاه نگاهی انداخت، همسر اول خود را دید، او از سوء تغذیه لاغر و
رنجور شده بود، شاه با اندوه و شرمساری بسیار گفت: "من در زمانی که
فرصت داشتم باید بیشتر از تو مراقبت بعمل میآوردم، من در حق تو
قصور کردم و ..."
در حقیقت همه ما دارای چهار همسر در زندگی خود هستیم، همسر چهارم
ما، همان جسم ماست، مهم نیست که چه میزان سعی و تلاش برای فربه شدن
و آراستگی آن کردیم، وقتی که می میریم، او ما را ترک خواهد کرد.
همسر سوم، داراییها، موقعیت و سرمایه ما هستند، زمانی که ما بمیریم
آنها نصیب دیگران می شوند.
همسر دوم، خانواده و دوستانمان هستند، مهم نیست که چقدر با ما بوده
اند، آنها حداکثر تا مزار ما می توانند به همراه ما باشند.
اما همسر اول، روح ماست که اغلب در
هیاهوی دست یافتن به ثروت و قدرت فراموش می شود، در حالیکه روح ما
تنها چیزی است که هر جا برویم ما را همراهی می کند .
از روح خود مراقبت کرده، او را تقویت
نمایید، زیرا که آن بزرگترین هدیه هستی است.
دوستی داشتم لرستانی یار دیرینه ی دبستانی
دیدمش بعد سالیان دراز همرهش چار زن همه طناز
مات و مبهوت گشتم از حالش که لری آهوان به دنبالش
گفتمش: چهار زن ؟ خدا برکت ! تو چگونه کنی ز جا حرکت
گفت : این کار ماجرا دارد هر یکی حکمتی جدا دارد
اولی را که هست خوشگل و ناز من گرفتم ز خطه ی شیراز
تا که شب ها قرینه ام باشد سر او روی سینه ام باشد
بهر اوقات روزهایم نیز زن گرفتم ز خطه ی تبریز
چون زن ترک، خوش بر و بازوست خانه دار و نظیف و کد بانوست
دست پختش که محشر کبراست بهتر از آن، سلیقه اش غوغاست
ظرف یک سال بسته ام بارم چون زنی هم ز اصفهان دارم
کشد از ماست تار مویی را یادمان داده صرفه جو یی را
درکم و بیش استاد است او متخصص در اقتصاد است
او بس که در اقتصاد پا دارد بی گمان فوق دکترا دارد
زن چارم که ختم آنان است شیری از خطه ی لرستان است
گفتمش با وجود آن سه هلو زن چارم بر ای چیست؟ بگو
گفت گهگاه بنده گشتم اگر عصبانی ز همسران دگر
آن زمان جا ی آن سه تا، بی شک این یکی را کشم به زیر کتک
این
روزها عبارت خالی بندی به معنی دروغ گفتن و لاف زدن رایج شده است اما
پیشینه این واژه به دهها سال پیش یعنی زمان سلطنت رضا شاه بر می گردد ! نقل
می کنند که در زمان رضاشاه بدلیل کمبود اسلحه، بعضی از پاسبانهایی که گشت
می دادند فقط غلاف خالی اسلحه یعنی همان جلدی که اسلحه در آن قرار می گیرد
را روی کمرشان می بستند و در واقع اسلحه ای در کار نبود.
دزدها و شبگردها وقتی متوجه این قضیه شدند برای اینکه همدیگر را مطلع کنند
به هم می گفتند که طرف "خالی بسته" و منظورشون این بود که فلان پاسبان
اسلحه ندارد و غلاف خالی اسلحه را دور کمرش بسته به این معنی که در واقع
برای ترساندن ما بلوف می زند که اسلحه دارد و روی همین اصل بود که واژه
خالی بندی رواج پیدا کرد.
یوزر و پسورد نود 32 در 1 بهمن 1389 (21 ژانویه 2011)
Username: EAV-39733759
Password: 7rbahc322c
Username: EAV-39733761
Password: cdb6c7cn37
Username: EAV-39733755
Password: apu3rxpuhm
Username: EAV-39733769
Password: nsr6tba7kk
Username: EAV-39733770
Password: 3x2cs4acb2
Username: EAV-39733771
Password: uer4n6kume
کارشناس
بهداشت پرتوهای وزارت بهداشت گفت: کارت های اعتباری یکی از وسایل مولد
انرژی هستند که میدانهای مغناطیسی در اطراف خود ایجاد میکنند بنابراین
برای به خطر نیافتادن سلامت،باید نکاتی را در استفاده از این نوع کارت ها
مورد توجه قرار داد.
گورانی با بیان اینکه قرار گرفتن زیاد در معرض انرژیها برای سلامتی مضر است
گفت: افراد از این وسیله به صورت بهینه استفاده و از قراردادن در جیبهای
پشت شلوار خودداری کنند زیرا یکی از مراکز خونسازی استخوانهای پهن، مانند
لگن، در این ناحیه قرار دارد.
گورانی تصریح کرد: کارتهای اعتباری را نباید در جیب کت قرارداد، زیرا بر
روی مکانیزم الکتریکی قلب تداخل ایجاد کرده و در طولانی مدت فرد را دچار
مشکل می کند.
کارشناس بهداشت پرتوهای وزارت بهداشت با بیان این که هرچه
قدر فاصله از وسایل مولد اشعه بیشتر باشد، دریافت انرژی کمتر است گفت:
افرادی که از دستگاه نوسانساز مصنوعی قلب و یا بیمارانی که از پمپهای
تزریق استفاده میکنند در استفاده از کارتهای اعتباری باید سه نکته فاصله،
مدت زمان و حفاظ را مدنظر قرار داشته باشند تا از اثراتی که این وسیله
امکان دارد بر روی آنها داشته باشد، در امان باشند.
وی تاکید کرد: کارتهای ایمنی با نام Safy cart ادعا شده است که باعث
جلوگیری از رسیدن امواج الکترو مغناطیسی به بدن میشود، تقلبی است و این
ادعا صحت علمی ندارد.
راما کریشنا تعریف می
کند که مردی می خواست از رودی بگذرد که استاد بیبهی شانا نزدیک شد،
نامی را بر روی کاغذ نوشت و آن را بر پشت مرد چسباند و گفت :
(( نگران نباش . ایمان تو کمکت می کند تا بر آب راه بروی . اما هر
لحظه ایمانت را از دست بدهی ، غرق خواهی شد .))
مرد به بیبهی شانا اعتماد کرد و پایش را بر آب گذاشت و به راحتی
پیش رفت . اما ناگهان هوس کرد ببیند که استاد بر کاغذی که به پشت
او چسبانده چه نوشته است .
آن را برداشت و خواند : (( ایزد راما ، به این مرد کمک کن تا از
رود بگذرد.))
مرد فکر کرد : همین ؟ این ایزد راما اصلا کی هست ؟
در همان لحظه ، شک در ذهنش جای گرفت ، در آب فرو رفت و غرق شد.