بر اساس این گزارش هر سال در فرانسه بین ۸ تا ۱۰ مدل "زن" بر اثر سوء تغذیه جان خود را از دست می دهند. تاکنون شرایط به گونه ای بوده که وزن بالاتر از…
بسیاری از مدل های فرانسوی به دلیل واهمه از چاقی و از دست دادن شغلشان روزی یک وعده غذا میخورند.
پدیده لاغر ماندن به یکی از معضلات دنیای مد بدل شده تا آنجا که وزارت بهداشت و سلامت فرانسه به مدیسین ها اخطار داده تا گرایش مدل ها را هرچه سریعتر تغییر دهد.
بر اساس این گزارش هر سال در فرانسه بین ۸ تا ۱۰ مدل "زن" بر اثر سوء تغذیه جان خود را از دست می دهند. تاکنون شرایط به گونه ای بوده که وزن بالاتر از ۴۵ کیلو برای مدل ها مساوی با از دست دادن شغل و بیکاری آنها بوده که به تازگی این قانون از سوی وزارت بهداشت و سلامت این کشور به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است
دو راهب که مراحلی از سیر و سلوک را گذرانده بودند و از دیاری به دیار دیگر سفر میکردند سر راه خود دختری را دیدند که در کنار رودخانه ایستاده بود و تردید داشت که از آن بگذرد.
وقتی راهبان نزدیک رودخانه رسیدند دخترک از آنها تقاضای کمک کرد. یکی از راهبان بلادرنگ دختر را برداشت و از رودخانه گذراند.
راهبان به راه خود ادامه دادند و مسافتی طولانی را پیمودند تا به مقصد رسیدند.
در همین هنگام راهب دوم که ساعت ها سکوت کرده بود خطاب به همراه خود گفت: " دوست عزیز، ما راهبان نباید به زنان نزدیک شویم. تماس با آنها برخلاف عقاید و مقررات مکتب ماست. در صورتیکه تو دخترک را بغل کردی و از رودخانه عبور دادی.
راهب اولی با خونسردی و با حالتی بی تفاوت پاسخ داد: "من دخترک را همان جا رها کردم ولی تو هنوز به آن چسبیده ای و آن را رها نمیکنی."
صبح روزی ، پشت در می آید و من نیستم
قصه دنیا به سر می آید و من نیستم
یک نفر دلواپسم این پا و آن پا می کند
کاری از من بلکه بر می آید ومن نیستم
خواب و بیداری خدایا بازهم سر می رسد
نامه هایم از سفر می آید و من نیستم
هرچه می رفتم به نبش کوچه او دیگر نبود
روزی آخر یک نفر می آید و من نیستم
در خیابان در اتاقم روی کاغذ پشت میز
شعر تازه آنقدر می آید و من نیستم
بعد ها اطراف جای شب نشینی های من
بوی عشق تازه تر می آید ومن نیستم
بعد ها وقتی که تنها خاطراتم مانده است
عشق روزی رهگذر می آید ومن نیستم
آشی برایت بپزم که یک وجب روغن رویش باشد که کنایه است از اینکه برایت نقشه شومی کشیده ام و حالت را میگیرم.
توی کتاب «سه سال در دربار ایران» نوشته دکتر فووریه٬ پزشک مخصوص ناصرالدین شاه مطلبی نوشته شده که پاسخ این مسئله یا این ضرب المثل رایج بین ماست.
او نوشته :
ناصرالدین شاه سالی یکبار (آنهم روز اربعین) آش نذری میپخت و خودش در مراسم پختن آش حضور مییافت تا ثواب ببرد.
در حیاط قصر ملوکانه اغلب رجال مملکت جمع می شدند و برای تهیه آش شله قلمکار هریک کاری انجام می دادند. بعضی سبزی پاک میکردند. بعضی نخود و لوبیا خیس می کردند. عدهای دیگهای بزرگ را روی اجاق میگذاشتند و خلاصه هرکس برای تملق و تقرب پیش ناصر الدین شاه مشغول کاری بود. خود اعلیحضرت هم بالای ایوان مینشست و قلیان میکشید و از آن بالا نظاره گر کارها بود.
سر آشپزباشی ناصرالدین شاه مثل یک فرمانده نظامی امر و نهی می کرد.
بدستور آشپزباشی در پایان کار به در خانه هر یک از رجال کاسه آشی فرستاده میشد و او می بایست کاسه آنرا از اشرفی پر کند و به دربار پس بفرستد.
کسانی را که خیلی می خواستند تحویل بگیرند روی آش آنها روغن بیشتری می ریختند.
پرواضح است آنکه کاسه کوچکی از دربار برایش فرستاده می شد کمتر ضرر می کرد و آنکه مثلا یک قدح بزرگ آش (که یک وجب هم روغن رویش ریخته شده) دریافت می کرد حسابی بدبخت میشد.
به همین دلیل در طول سال اگر آشپزباشی مثلا با یکی از اعیان و یا وزرا دعوایش می شد٬ آشپزباشی به او می گفت: بسیار خوب! بهت حالی میکنم دنیا دست کیه! آشی برات بپزم که یک وجب روغن رویش باشد! ...

یک سرباز آمریکایی با درج یک بارکد بر گردن خود اعتراض خود را به رویکرد مقامات آمریکایی نسبت به سربازان این کشور بیان داشت. 
به گزارش راهبردنیوز به نقل از سرویس بینالملل شبکه ایران، عکس ذیل اعتراض نمادین یک سرباز آمریکایی را نشان میدهد که با حک کردن بارکد روی گردن خود نشان داده است سربازان آمریکایی برای مقامات این کشور در حکم یک کالای قابل خرید و فروش بوده و جان آنها فاقد ارزش است.
در پایین این بارکد نمادین درج شده است: "دارایی ارتش آمریکا". این جمله به سیستم کدینگ اموال در سازمانهای مختلف اشاره دارد که ضمن درج کد یا بارکد خاص روی کالاها مینویسند که این کالا متعلق به کدام سازمان است. سربازان ارتش آمریکا دل خوشی از جنگ آمریکا علیه تروریسم نداشته و تمایل ندارند جان خود را بر سر توسعهطلبی سیاستمداران آمریکایی بگذارند.
| Written by Amir Sadeghpour |
| Saturday, 20 November 2010 08:54 |
مدتی پیش در نارنجی با چراغ راهنمایی هندسی آشنا شدید که با هدف کمک به افراد کور رنگ ساخته شده بود. اینجا هم نمونه ای دیگر از یک طراحی مناسب قابل مشاهده است. اما کماکان مدت زیادی است که بر سر چهارراه ها چراغ های راهنمایی را بدون تغییر در شکل ظاهری می بینیم. البته چند سالی است که تایمرهای معکوسی در کنار آنها نصب شده که مدت زمان باقیمانده تا سبز یا قرمز شدن را، نشان می دهند. اینبار یک طراح خوش ذوق، این چراغ راهنمایی ال ای دی را به شکل ساعت شنی، طراحی کرده. با این چراغ راهنمایی، زمان همانند یک ساعت شنی برای راننده به نمایش در می آید. تاکید طراح این چراغ راهنمایی بیشتر بر روی زمان بوده است. نحوه کار هم شبیه ساعت شنی است، با این تفاوت که نیازی به چرخاندن چراغ نیست. هر رنگی که ظاهر می شود، با توجه به زمان لازم، ذره ذره به پایین منتقل شده و پس از اتمام زمان، رنگ بعدی روشن می شود. |
| Written by Marzieh Moosazadeh |
| Sunday, 21 November 2010 10:20 |
برایتان پیش آمده که از دو چشم پشت سر معلمتان زمانیکه در حال تدریس بر روی تخته در حال نوشتن است بترسید؟! آقای Waffa Bilal، پروفسور عکاسی از انجمن NYU مدرسه هنر دانشگاه نیویورک، اهل عراق است و قرار است در ضمن یک عمل جراحی کوچک که تا چند هفته دیگر انجام می شود، دوربینی را در پشت سر خود جاسازی کرده تا با آن هر دقیقه یک بار از پشت سرش عکس بگیرد! قرار است این عکس ها که به صورت اتوماتیک گرفته می شود در اختیار بازدید کنندگان موزه Mathaf واقع در قطر قرار بگیرد. از آنجایی که آقای بیلال ساعات زیادی از روز را مشغول به تدریس است ، پیش بینی می شود که در کنار تصاویری از زندگی خصوصی وی، تصاویری از ساعات تدریس و همچنین برخورد ایشان با دانشجویان نیز دیده شود.اما قرار است در ساعات حضور وی در دانشگاه این دوربین خاموش باشد تا اختلالی در تدریس و یادگیری به وجود نیاید. بنابراین بیشتر این تصاویر شامل زندگی روزانه این فرد خواهد بود. اینکه از هر دقیقه از زندگی یک ساله عکسی در اختیار داشته باشیم، حس قشنگی است به خصوص اگر از پشت سرمان باشد. |
به گزارش همت آنلاین، روزنامه صهیونیستی هاآرتص که تا چند روز پیش در گوشه ای از سایت خبری خود اقدام به معرفی دختران مجرد یهودی میکرد، در اقدامی تاملبرانگیز اقدام به حذف این لینک از پایگاه خبری خود کرده و به جای آن لینکی را با عنوان "دختران فاحشه عرب" با تصاویری زشت و زننده ، جایگزین لینک قبلی خود کرده است.
لازم به ذکر است چندی پیش مغازه ای در پایتخت رژیم صهیونیستی حیرت همگان را برانگیخت، چرا که در این مغازه دختران جوانی با برچسب قیمت و از ملیت های مختلف به مشتریان برای "فروش" عرضه می شدند.
در همین راستا، "یوسف" یکی از رهبران تند روی صهیونیستی در سخنانی، تمامی غیر یهودیان را نوکر و کارگر یهودیان خطاب کرده بود که میبایستی به مانند یک" الاغ" که برای صاحبش کار میکند ،در خدمت یهودیان قرار بگیرند و به ازای ادامه حیات که او این امر را لطف یهود به بردگان دانسته بود برای خدمت به جامعه یهود تلاش فراوان نمایند.
لازم به توضیح است رژیم اسراییل، رتبه نخست در مراکز همجنس بازی در دنیا را به خود اختصاص داده است و به "بهشت همجنس بازی" معروف شده است.
بسیاری از جامعه شناسان و روانشناسان، روی آوری نسل جوان صهیونیست ها را به فساد و فحشا را ناشی از وجود استرس بالا و ترس همیشگی آنان از حملات فلسطینیان می دانند.
همچنین یکی دیگر از عوامل استقبال صهیونیست های جوان به فساد و مواد مخدر می تواند عدم دلبستگی به محل زندگی و نداشتن وابستگی به سرزمینی که مورد اشغال صورت گرفته باشد.