همکلاسی

سرگرمی مذهبی خبری

همکلاسی

سرگرمی مذهبی خبری

طنز ترجمه فرهنگ لغات آقایان !

 عکس   طنز ترجمه فرهنگ لغات آقایان !

 

 

 

 

 

چه جالب . بعد چی شد؟
ترجمه : هنوز داری حرف می زنی؟ بس کن دیگه !

این بار دیگه چیکار کردم؟
ترجمه: این بار چطوری مچم رو گرفتی؟

عزیزم خسته ای . بیا یه کم استراحت کن.

ترجمه: صدای جارو برقی نمی ذاره پلی استیشن بازی کنم. خاموش کن.

یااااادم رفت.

ترجمه: کد پستی سی و چهار رقمی خاله اولین دوست دخترم رو هنوز یادمه اما روز تولد تو رو یادم رفته.

از صبح تا شب دارم جون می کنم بخاطر تو و این بچه.

ترجمه: امروز از محل کار مرخصی گرفتم با رفقا رفتیم کنار رودخونه کباب خوردیم.

عزیزم راهو بلدم.

ترجمه: می تونم راهو پیدا کنم به شرطی که بفهمم تو کدوم کشوریم.

نتونستم پیداش کنم.

ترجمه: شئی مورد نظر بیش از یه متر با من فاصله داشت. حوصله نداشتم پاشم.

برای تمام کارهام یه دلیل منطقی دارم.

ترجمه: یه کم فرصت بده یه خالی بندی جور کنم .

چرا ما نمی تونیم درس بخونیم (طنز)

سال 365 روز است. در حالی که:


1- در سال 52 جمعه داریم و میدانید که جمعه ها فقط برای استراحت است به این ترتیب 313 روز باقی میماند.


2- حداقل 50 روز مربوط به تعطیلات تابستانی است که به دلیل گرمای هوامطالعه ی دقیق برای یک فرد نرمال مشکل است. بنابراین۲۶۳ روز دیگرباقیمیماند.


3- در هر روز 8 ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا" 122 روز میشود. بنابراین 141 روز باقی میماند.


4- اما سلامتی جسم و روح روزانه 1 ساعت تفریح را میطلبد که جمعا" 15 روز میشود. پس 126 در روز باقی میماند.


5- طبیعتا" 2 ساعت در روز برای خوردن غذا لازم است که در کل 30 روز میشود. پس 96 روز باقی میماند.


6- 1 ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افکار به صورت تلفنی لازم است. چراکه انسان موجودی اجتماعی است. این خود 15 روز است. پس 81 روز باقی میماند.


7- روزهای امتحان 35 روز از سال را به خود اختصاص میدهند. پس 46 روز باقی میماند.


تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف دست کم 30 روز در سال هستند. پس 16 روز باقی میماند.


9- در سال شما 10 روز را به بازی میگذرانید. پس 6 روز باقی میماند.


10- در سال حداقل 3 روز به بیماری طی میشود و 3 روز دیگر باقی است .


11- سینما رفتن و سایر امور شخصی هم 2 روز را در بر میگیرند. پس 1 روز باقی میماند.

12- 1 روز باقی مانده همان روز تولد شماست. چگونه میتوان در آن روز درس خواند

تصاویر طنز متحرک ( gif )


  

در ادامه بیشتر ببینید ...


تصاویر طنز متحرک gif      



تصاویر طنز متحرک gif     تصاویر طنز متحرک gif


  تصاویر طنز متحرک gif    


تصاویر طنز متحرک ( gif )  تصاویر طنز متحرک gif  


    تصاویر طنز متحرک gif


  تصاویر طنز متحرک gif  


   


تصاویر طنز متحرک gif    


   


تصاویر طنز متحرک gif

رزم رستم و ویروس!

کنون رزم virus و رستم شنو

دگرها شنیدستی این هم شنو

که اسفندیارش یکی disk داد
بگفتا به رستم که ای نیکزاد

در این 
disk باشد یکی file ناب
که بگرفتم از 
site افراسیاب

برو حال  می کن بدین 
disk هان!
که هم نون و هم آب باشد در آن

تهمتن روان شد سوی خانه اش 
شتابان به دیدار رایانه اش

چو آمد به نزد 
mini tower اش
بزد ضربه بر دکمه 
power اش

دگر صبر و آرام و طاقت نداشت
مران 
disk را در drive اش گذاشت

نکرد هیچ صبر و نداد هیچ لفت 
یکی 
list از root دیسکت گرفت

در ان 
disk دیدش یکی file بود
بزد 
enter آنجا و اجرا نمود

کز ان یک 
demo گشت زان پس عیان
به فیلم و به موزیک و شرح  و بیان

به ناگه چنان سیستمش کرد 
hang 
که رستم در آن ماند مبهوت و منگ

چو رستم دگر باره 
reset نمود
همی کرد هنگ و همان شد که بود

تهمتن کلافه شد و داد زد
ز بخت بد خویش فریاد زد

چو تهمینه فریاد رستم شنود
بیامد که لیسانس رایانه بود 

بدو گفت رستم همه مشکلش
وز ان 
disk و برنامه خوشگلش

چو رستم بدو داد قیچی و ریش 
یکی 
bootable   دیسک آورد پیش

یکی 
toolkit اندر آن disk بود
بر آورد آن را و اجرا نمود

همی گشت 
toolkit هارد اندرش
چو کودک که گردد پی مادرش

به ناگه یکی رمز 
virus یافت
پی حذف امضای ایشان شتافت

چو 
virus را نیک بشناختش
مر از 
boot sector بر انداختش

یکی ضربه زد بر سرش 
toolkit 
که هر بایت ان گشت هشتاد 
bit 

به خاک اندر افکند 
virus را
تهمتن به رایانه زد بوس را

چنین گفت تهمینه با شوهرش
که این بار بگذشت از پل خرش

دگر باره اما خریت مکن
ز رایانه اصلا تو صحبت مکن

قسم خورد رستم به پروردگار
نگیرد دگر 
disk از اسفندیار

کاریکاتور: جشن خانه دار شدن

وزیر مسکن: به زودی خانه دار شدن همه ایرانیان را جشن می گیریم
 
نقدنیوز

چگونه یک مدیر نمونه شوید؟ (طنز)

-به کارمندان خود رحم نکنید. کاری کنید که نامتان را در کتاب های تاریخ بنویسند. آنقدر سنگدلی به خرج دهید تا هیتلر، آتیلا و چنگیز در مقابل شما، آدم های مهربان و رئوفی به حساب آیند. مدیر باید کلاهش پشم داشته باشد. سعی کنید همیشه از کلاه های پشمی استفاده کنید  و مواظب باشید حتماً پشم کلاهتان، طبیعی باشد.

 

-اسکوروچ باشید. شخصیت اسکوروچ پیر را حتماً در داستان کریسمس به خاطر دارید. اسکروچ می تواند بهترین الگو برای یک مدیر نمونه باشد. در دادن حقوق و مزایا و وام و مساعده تا می توانید خست به خرج دهید. هر چقدر وابستگی مالی کارمندان به شما بیشتر باشد، حرف شنوتر می شوند.

 

-معاونان خود را از نزدیکان و ترجیحا اقوام درجه یک خود انتخاب کنید. مثلاً معاون مالی شما می تواند برادرتان باشد. معاون اداری، خواهرتان، معاون امور بانوان، همسرتان، معاون جوانان، فرزند دلبندتان و بازرس ویژه باجناقتان باشد.

 

-برای خود چندین منشی انتخاب کنید تا مراجعان برای دیدن شما از چند کانال گزینشی رد شوند و در نهایت هم به دلیل حضور شما در جلسه یا بازدید عذرش را بخواهید. اصولا مدیر یک مجموعه هر چقدر دور از دسترس باشد، معتبر تر می شود.

 

-جلسات مختلف تشکیل دهید. جلسات خود را به بهانه تشکیل جلسه دیگری هم زمان در مکان دیگری نیمه تمام بگذارید. شمار بالای جلسات نشانه اهمیت یک مدیر است. وقتی تنها هستید به منشی خود بگویید جلسه دارید و به رد و بدل کردن اس ام اس و خواندن جوک بپردازید و به ریش همه بخندید و از وقت خود به نحو احسن استفاده کنید. تلفن هایتان را روی پیغام گیر بگذارید و جواب ندهید. مدیری که به تلفن هایش جواب بدهد حتماً خیلی بیکار است. خیلی وقت ها تلفن خود را خاموش کنید.

 

-در خانه به همسر و فرزندان خود بیاموزید که برای دیدن شما حتماً باید وقت قبلی بگیرند و هماهنگی های لازم را انجام دهند. اگر فرزندتان خواست چیزی بخرد، حتماً باید روال قانونی و اداری آن را طی کند. دیسیپلین اداری را ابتدا در خانه و خانواده خود برقرار کنید.

 

-اصل توبیخ برای همه، تشویق برای یک نفر را پیاده کنید. در صورت اشتباه یکی از کارمندان همه را مورد مواخذه قرار دهید مخصوصاً باجناقتان را به شدت تنبیه کنید تا حواسش جمع شود که خود را پیش خانواده همسرتان بیش از حد شیرین نکند. در صورت انجام شدن یک حرکت مثبت برادرتان را مورد تشویق قرار دهید. این طور، همه کارمندان امیدوار و شاداب به وظایفشان عمل می کنند.

شعر طنز

نه تنها پیرهن از چین بیاریم

که اقلامی خفن از چین بیاریم

 

برای رفع مشکل از جوانان

در این فکریم زن از چین بیاریم!

 

کفن پوشان راه محو فقریم

ولی باید کفن از چین بیاریم

 

دکانها مملو از پوشاک چینی است

از این پس رختکن از چین بیاریم

 

اگر آن چیز نیکو را لولو بُرد

نکن شیون لَبَن از چین بیاریم

 

چراغ مه شکن وقتی نداریم

چراغ مه شکن از چین بیاریم!

 

هزار و صد تومن لازم اگر شد

هزار و صد تومن از چین بیاریم!

 

ولی، شاید، اگر، داریم، اما

یقینا، واقعا از چین بیاریم

 

گلاب قمصر کاشان گران است

بیا مُشک خُتن از چین بیاریم

 

به هر صورت به سود ماست کلا

اگر حتی لجن از چین بیاریم

 

به جای رستم دستان و سهراب

اساطیر کهن از چین بیاریم

 

برای شاعران الفاظ کمیاب

جُعَل، حِربا، زغن از چین بیاریم

 

پر طاووس در دنیا گران است

دماغ کرگدن از چین بیاریم

 

اگر با زلزله تهران فرو ریخت

دوباره یک پکن از چین بیاریم

 

دهنها خسته شد از نطقهامان

یدک باید، دهن از چین بیاریم

 

ترقه، فشفشه، باروت، موشک

خطرناکه حسن! از چین بیاریم

 

خلاصه جنس کشور گشته چینی

فقط مانده وطن از چین بیاریم

 

بیا تا دست یکدیگر بگیریم

و سر تا پا بدن از چین بیاریم

 

به هر صورت سیاست اینچنین است

به ما هر چی بگن از چین بیاریم

 

 

 شاعر : مهدی استاداحمد

طنز: گوسفند زنده دارین؟! -- بع!

سلام آقا، گوسفند زنده دارین؟!
-- بع!
- چی؟! متوجه نشدم!!
- باز تو گوشی رو برداشتی؟! چند بار بهت گفتم اجازه نداری گوشی تلفن رو برداری؟! گوسفند بد!! حالا که این‌طور شد سفارش بعدی تو رو می‌فرستم!! ... ببخشید جناب، بعضی وقت‌ها این گوسفندا بازیگوشی می‌کنن. گوسفند زنده می‌خواین؟!
- بله، واسه اینکه مطمئن شم حالش خوبه، اجازه می‌دین از دوباره صدای بع‌بع‌اش رو بشنوم!؟
-- نمی‌شه! الان سمش بنده! تشنه‌شه داره آب می‌خوره!
- آهان! شما هم از این قصاب‌هایی هستین که قبل از فروش گوسفندها چند کیلو آب بهشون می‌دین تا وزنشون بیشتر بشه؟!
-- این چه حرفیه؟! گوسفند اومده هی می‌گه «بع‌بع»، یعنی من تشنمه؛ ما هم بهش دو سه تا بطری آب معدنی و هفت هشت تا آب پرتقال می‌دیم، همین!
- باشه، پس به این آدرسی که می‌گم گوسفند رو بیارین!
(نیم ساعت بعد)
- آقا این چه وضعشه؟! چرا این گوسفنده خیسه؟!
-- چترش رو فراموش کرد بیاره، زیر بارون این‌طوری شد!
- یه نگاهی به آسمون بنداز! هوا صاف صافه!
-- آهان! اشتباه شد! راستش ازش پرسیدم آخرین آرزوت قبل از پخ پخ شدن چیه؟! اونم گفت:«بع‌بع»، یعنی اینکه دوست دارم برم استخر! باور کنین 8هزار تومن دادم براش بلیت استخر خریدم!
- آخی! الان هم گفت «بع‌بع»، این «بع‌بع‌اش» به چی معنی بود؟!
-- این بع‌بع به معنی این بود که گشنمه.
- حالا علف از کجا بیارم بدم این زبون‌بسته؟!
-- علف؟! چرا توهین می‌کنی؟! گوسفندی که آب‌معدنی بخوره و بره استخر مگه علف می‌خوره؟! این غذای اصلی‌اش کارتون و کاغذ و اینجور چیزهاست.
- آخه کارتون هم نداریم ... اوهوی داری چیکار می‌کنی؟! این روزنامه امروزه، چرا داری شهرآرامو می‌خوری؟! هنوز طنزیمشو نخوندم!!

یک سرگرمی با حال

-   ابتدا یکی از چشماتون رو ببندید

2-   موس رو حرکت بدید به سمت ستاره قرمز

3-   کلیک راست کنید روی ستاره *

 

 

 

 


  ای نادون *

هرکی هرچی ازت بخواد بدون اینکه از مغزت کمک بگیری انجامش میدی؟ ;)

چشات مشکل نداره بلکه مغزت مشکل داره

hehehehe   .. Ha..HA..HA.. !!!

خوب دیگه بسه. برو به کارت برس   ...

4-  سپس بر روی select all کلیک کنید

5-  حالا نتیجه رو ببینید

اگه من تا حالا ازدواج نکرده ام بخاطر اینه که

اگر من هنوز ازدواج نکرده ام تفصیر جوش های صورتم است که کسی از من خوشش نمی آید 




تقصیر ساعت کاری ام است که صبح خروس خون می روم و بوق سگ می آیم و شانس دیده شدن را از دست می دهم





تقصیر بابا ست که انقدر پول ندارد که چشم مردم در بیاید تقصیرپسر عموست که نفهمید عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان ها بسته اند







تقصیر استادمان است که جلوی همه به من ابراز علاقه کرد و باعث شد دیگر کسی جرات نکند از من خواستگاری کند





تقصیر مادر شوهر عمه است می دانم بخت مرا بسته است






تقصیر پسر همسایه دست راستی است که به خودش اجازه داد از من خواستگاری کند





تقصیر پسر همسایه دست چپی است که به خودش اجازه نداد از من خواستگاری کند






تقصیر تلویزوین است که تو تمام سریال هایش همه جوان ها ازدواج می کند و اصلا به مشکلات ما جوان های ازدواج نکرده نمی پردازد 






تقصیر مطبوعات است که توی مطالبشان همه جوان ها از هم طلاق می گیرند و مردم را نسبت به ازدواج بدبین می سازند





تقصیر مجلس است که به جای اجباری کردن سربازی، پسر ها را وادار به ازدواج اجباری نمی کند




تقصیر مردم است که انقلاب کردند و باعث شدند مدارس مختلط جمع شدن






تقصیر عراق است که کلی از پسر های اماده به ازدواج ما را به کشتن داد




تقصیر انگلیس است.... این گفتن ندارد ... همه می دادند همیشه و همه جا کار کار انگلیس است



تقصیر سازمان ملل است که روی سر درش نوشته " بنی ادم اعضای یکدیگر اند" اما مشخص نکرده من جیگر چه کسی هستم!!!



تقصیر کره زمین است که جوری نچرخید که من و نیمه گم شده ام به هم برسیم



اصلا

تقصیر ....
شاید جفت من هنوز افریده نشده