کتاب موبایل احادیث همراه مجموعه ای بی نظیر از ۱۲۰۰ حدیث از معصومین مان می باشد.
حجم: ۲۳۸ KB
گزارش خبری آتی نیوز، این روزنامه در گزارشی نوشت یک زن ایرانی بیست و یک ساله به نام "ت. ا" که در سال 2008برای تحصیل در رشته نقاشی در دانشگاه ترنت در ناتینگهام وارد انگلیس شد، با الهام گرفتن از آثار سیندی شرمان تصاویری از خودش با قیافه های مختلف به عنوان یک فرد شوخ طبع، به عنوان یک زن روشنفکرماب، به عنوان یک فرد بیگناه و به عنوان یک زن فاسد ترسیم کرده است.
وی که یک فعال فمنیست و عکاس است میگوید با این کار میخواهد زنان ایرانی متفاوتی را که در درون خودش کشف می کند، بازنمایی کند! تغییر قیافه چیزی است که ایرانیان با آن بزرگ می شوند و مهمترین بخش زندگی او است.
همچنین بعضی عکسهای او عریان است که در ایران تصاویر غیراخلاقی و غیرقانونی خوانده می شوند. پلیس امنیتی ایران با مطلع شدن از آن جریان به خانه پدرش رفتند و عکسها را بردند. در ضمن یک فعال فمنیست که اثار این زن را جمع کرده بود، دستگیر شده است.
از "ت.ا" سوال میشود که فکر میکند اگر به کشورش بازگردد دستگیر میشود؟ او پاسخ داد:" نه، فکر کنم اعدام خواهم شد."
وی می گوید تصور نمی کرد روزی نتواند به ایران بازگردد. به همین علت او به دولت انگلیس درخواست پناهندگی داده است.
هرچند چندی پیش خبری مبنیبر دعوت از نصرالله معین در سایتها منتشر شد، اما این بار یکی از اقوام نزدیک این خواننده لس آنجلسی خبر از دعوت دوباره از معین برای بازگشت به ایران خبر داده است.
سفیر نوشت: به گفته او با توجه به شرایط پیش آمده به احتمال زیاد معین به زودی به ایران سفر خواهد کرد.
این فرد سپس در اظهاراتی به تطهیر معین پرداخته و او را فردی بسیار مذهبی، معتقد به نظام جمهوری اسلامی ایران و مخالف غرب معرفی کرده است.
بر اساس اظهارات این فرد، معین خمس و زکات خود را هر ساله پرداخت میکند، در ماهها حرام و روزهای وفات کنسرت برگزار نمیکند و عواید برخی از کنسرتهایش را به یکی از موسسات خیریه معروف تهران اهدا میکند.
این فرد خبر داده که این خواننده لس آنجلسی از انتشار خبری مبنی بر کنسرت او در رژیم صهیونیستی بسیار ناراحت شده و تاکید کرده که برای ایرانیان کلیمی در نیویورک برنامه اجرا کرده و به سرزمینهای اشغالی سفر نکرده است.
وی در توضیح علت خروج معین از ایران در اوایل دهه شصت گفت که این خواننده جهت مداوای چشمش از ایران خارج شده و قصد دیگری نداشته است.
به گفته او معین به علیرضا.الف از خوانندگان مطرح سنتی ایرانی علاقه وافر دارد و میخواهد با بازگشت به ایران بر روی جوانان با استعداد کار کند.
وی خاطر نشان کرده است که او برای دیدن خانوادهاش در ایران لحظهشماری میکند و با توجه به اینکه وی فعالیتی علیه نظام نداشته و با توجه به دعوتهای صورت گرفته هیچ مشکلی برای ورود به ایران ندارد و به احتمال زیاد در آینده نزدیک این خواننده به ایران سفر خواهد کرد.
داستانی که در زیر نقل میشود، مربوط به دانشجویان ایرانی است که دوران سلطنت «احمدشاه قاجار» برای تحصیل به آلمان رفته بودند و آقای «دکتر جلال گنجی» فرزند مرحوم «سالار معتمد گنجی نیشابوری» نقل کرده اند:
به گزارش جهان در این خاطره واقعی آمده است:«ما هشت دانشجوی ایرانی بودیم که در آلمان در عهد «احمد شاه» تحصیل میکردیم. روزی رئیس دانشگاه به ما اعلام نمود که همۀ دانشجویان خارجی باید از مقابل امپراطور آلمان رژه بروند و سرود ملی کشور خودشان را بخوانند. ما بهانه آوریم که عدۀمان کم است. گفت: اهمیت ندارد. از برخی کشورها فقط یک دانشجو در اینجا تحصیل میکند و همان یک نفر، پرچم کشور خود را حمل خواهد کرد، و سرود ملی خود را خواهد خواند.
چارهای نداشتیم. همۀ ایرانیها دور هم جمع شدیم و گفتیم ما که سرود ملی نداریم، و اگر هم داریم، ما بهیاد نداریم. پس چه باید کرد؟ وقت هم نیست که از نیشابور و از پدرمان بپرسیم. به راستی عزا گرفته بودیم که مشکل را چگونه حل کنیم.. یکی از دوستان گفت: اینها که فارسی نمیدانند. چطور است شعر و آهنگی را سر هم بکنیم و بخوانیم و بگوئیم همین سرود ملی ما است... کسی نیست که سرود ملی ما را بداند و اعتراض کند...
اشعار مختلفی که از سعدی و حافظ میدانستیم، با هم تبادل کردیم. اما این شعرها آهنگین نبود و نمیشد بهصورت سرود خواند. بالاخره من [دکتر گنجی] گفتم: بچهها، عمو سبزیفروش را همه بلدید؟. گفتند: آری. گفتم: هم آهنگین است، و هم ساده و کوتاه. بچهها گفتند: آخر عمو سبزیفروش که سرود نمیشود. گفتم: بچهها گوش کنید! و خودم با صدای بلند و خیلی جدی شروع به خواندن کردم:«عمو سبزیفروش . . .. بله. سبزی کمفروش . . . بله. سبزی خوب داری؟ . . . بله» فریاد شادی از بچهها برخاست و شروع به تمرین نمودیم. بیشتر تکیۀ شعر روی کلمۀ «بله» بود که همه با صدای بم و زیر میخواندیم. همۀ شعر را نمیدانستیم. با توافق همدیگر، «سرود ملی» به اینصورت تدوین شد:
عمو سبزیفروش! . . . بله
سبزی کمفروش! . . . .. بله
سبزی خوب داری؟ . . بله
خیلی خوب داری؟ . . . بله
عمو سبزیفروش! . . . بله
سیب کالک داری؟ . . . بله
زالزالک داری؟ . . . . . بله
سبزیت باریکه؟ . . . . . بله
شبهات تاریکه؟ ... . . . . بله
عمو سبزیفروش! . . . بله
…
این را چند بار تمرین کردیم. روز رژه، با یونیفورم یکشکل و یکرنگ از مقابل امپراطور آلمان ، «عمو سبزیفروش» خوانان رژه رفتیم. پشت سر ما دانشجویان ایرلندی در حرکت بودند. از «بله» گفتن ما به هیجان آمدند و «بله» را با ما همصدا شدند، بهطوری که صدای «بله» در استادیوم طنینانداز شد و امپراطور هم به ما ابراز تفقد فرمودند و داستان بهخیر گذشت.»
فصلنامۀ «ره آورد» شمارۀ 35، صفحۀ 286

کارشناسان انواع درد را که باید بیدرنگ به آنها توجه شود را شرح میدهند. بعضیها از درد به عنوان بلای حتمی یاد میکنند. هیچ کس از درد، دل خوشی ندارد. درد در هر قسمت نشانه این است که آن قسمت از بدن با مشکلی روبرو شده و نیازمند توجه میباشد.
درد نشان یک مشکل جدیتر است و از درون فرد خبر میدهد. معمولا همه باید با بدن خود هماهنگی کامل داشته باشند تا متوجه شوند که این درد به چه دلیل بوجود آمده است بدلیل حرکت اشتباهی که انجام دادهاند، چیزی که خوردهاند و یا نشانه مشکلی جدیتر میباشد. ما در این زمینه با چند دکتر در بخش قلب، دارو شناسی، طب سالمندان و روانپزشکی مشورت کردهایم و مطالبی را برای همه گردآوری کردهایم.
1- بدترین سردرد عمر شما
فوراً برای مراقبتهای پزشکی اقدام کنید. اگر سرما خوردهاید، میتواند یک سردرد سینوسی باشد. اما بعضی مواقع فرد دچار خونریزی یا تومور مغزی میباشد. به هر دردی توجه کنید. به گفته یکی از پزشکان آمریکایی گاهی اوقات که افراد میگویند بدترین سردرد عمرشان را دارند، متوجه میشویم که دچار آنوریسم (ورم رگ ) مغزی میباشند.
2- درد قفسه سینه، گلو، شانه، بازو، شکم و فک
درد قفسه سینه میتواند سینه پهلو یا حمله قلبی باشد. اما بدانید که شرایط قلبی نوعا به صورت ناراحتی ظاهر میشوند نه به صورت درد. بر اساس گفته یکی از پزشکان قلب آمریکا، بیماران قلبی از فشار مینالند. آنها مشت خود را روی قفسه سینه فشار میدهند یا بیان میکنند که این درد مثل یک فیل میماند که روی قفسه سینه آنها نشسته است.
این ناراحتی همراه با بیماری قلبی میتواند در بالای قفسه سینه، گلو، فک، شانه چپ، بازو یا شکم ایجاد شود و گاهی با حالت تهوع همراه میباشد. ما ناراحت یک فرد 18 ساله نیستیم بلکه فردی که دچار درد پیوسته و پایا میباشد، احتمال ریسک بیشتری دارد.
«داداش! یکی دو تا کتاب بهم میدی؟»
نمیدانم کی نصیحتش کرده بود که یک دفعه عاشق کتابخوانی شده بود.
«هر کدوم از کتابا رو که به دردت میخوره بردار».
رفت جلوی کتابخانه من و یکی دو تا کتاب نسبتاً قطور برداشت. اما به سن و سالش نمیخورد. تشکر کرد و رفت بیرون.
میدانستم به دردش نمیخورد و آنها را برمیگرداند. چند دقیقه بعد، بلند شدم و با اشتیاق، دو سه کتاب که به سنش میخورد را جدا کردم و برایش بردم.
توی اتاقش نبود ... دیدم توی آشپزخانه است. کتابها را گذاشته روی صندلی و رفته روی کتابها تا برسد به ظرف شکلات خوری!