

ایران :در ضربالاجل 48 ساعته وزارت بازرگانی صورت گرفت؛ کاهش قیمت محصولات 100 شرکت
مرکز آمار ایران: قیمت مسکن در تهران 3 درصد کاهش یافت
رشد 18 رتبهای شاخصهای رفاه ایرانیها
آغاز برخورد با زرگران مالیات گریز
اعتماد و اطمینان دو واژه ای است که به ظاهر ساده می آید اما در اصل جای تعمق بسیار دارد. وقتی فردی اعتماد می کنید و حرف دلتان را می زنید و سپس آن را از دهان دیگری می شنوید چه احساسی به شما دست می دهد.
مطمئنا احساس خوشایندی نیست. شهروندان ما تا چه میزان به هم اطمینان دارند. در یک خانواده افراد آن خانواده تا چه حد مورد اعتماد هم هستند. اعتماد افراد خانواده به هم یکی از اراکان بهداشت روانی است. وقتی نوجوان یا جوان در خانواده خود فرد مطمئنی پیدا نمی کند تا با او روابط نزدیک و صمیمی داشته باشد ناخودآگاه از خانواده دور شد و به دامن دوستان و بیگانه ها کشیده می شود و در این میان اگر به تور افراد ناباب بخورد آسیبهای جبران ناپذیر خواهد دید. اما فردی که روابط دوستانه با افراد خانواده اش دارد و حمایت عاطفی می شود از آسیبهای اجتماعی در امان می ماند.
چه کنید تا فردی مورد اطمینان باشید و دیگران به شما اعتماد کنند
گذشته یک فرد بهترین مدرک برای پاسخگویی به این پرسش است. همه ما در شرایط امتحان یا آزمون قرار می گیریم. همه ما به نوعی به یکدیگر امتحان پس می دهیم. آنانی معتمدند که از چنین آزمونهایی سربلند بیرون آمده باشند. شما مسلما به کسانی اعتماد می کنید که قبلا هم اعتماد کرده اید. با کسانی درددل می کنید که قبلا به نوعی فیدبک مثبت دریافت کرده اید.
از مغازه هایی خرید می کنید که به کیفیت جنس و بهای آن تا حدی اطمینان دارید. از مسیری رفت و آمد می کنید که تا حدودی امن تر از مسیرهای دیگر به نظر می رسد. برای مهمانتان از رستورانی غذا تهیه می کنید که به سلامت آن اطمینان بیشتری داشته باشید. فرزندانتان را در مدرسه ای ثبت نام می کنید که لااقل از چند نفر تعریف آن را شنیده باشید. مسلما همین فاکتورها در انتخاب افرادی که می خواهید به آنها اطمینان کنید، دخیلند. به دیگران اعتماد کنید تا آنها نیز به شما اعتماد کنند
اصولا هر خصلتی را با کمی تلقین، انتظار از فرد و دادن بارخورد مناسب می توان درشخص ایجاد کرد. وقتی به کسی می گویید: «چون به تو اطمینان دارم … » فرد ناخودآگاه از خود انتظار یک فرد مطمئن را دارد مگر آن که از لحاظ شخصیتی آدم بی وجدانی باشد. اعتماد متقابل یکی از رموز روابط صمیمی و صادقانه است. اگر در مقابل اعتماد دیگری نسبت به او بی اعتماد شوید قدر مسلم کم کم اعتماد او نیز نسبت به شما کمرنگ خواهد شد. مردم دوست دارند در مقابل کنشهای مثبت شان نسبت به دیگران واکنشهای مثبت دریافت کنند. مردم از این که مورد اعتماد کسی قرار بگیرند به خود می بالند. از اینکه شما او را به دیگری ترجیح داده اید و محرم اسرارتان نمودید احساس غرور می کنند، پس با انتقال احساس صادقانه تر باشد همانقدر قویتر و ارضا کننده تر است. اصولا همه مردم از شنیدن سخنانی که بوی تناقض یا ناراستی بدهد می پرهیزند، چون این گونه سخنان احساس ناخوشایندی را بوجود می آورد و مردم خود آنقدر درگیر و گرفتار با معضلات زندگی هستند که جایی برای اضافه بار اینگونه سخنان نداشته باشند.

عاقبت روانشناسی غیر اسلامی
دانلود با فرمت wmv حجم: 13.5 مگ
دانلود با فرمت 3gp حجم:4.5 مگ
ما ایرانی هاخیلی با فرهنگ بودیم؟۲- ما ایرانی ها خیلی با فرهنگ هستیم؟
۳- ما ایرانی ها بی فرهنگ هستیم؟
۴- ما ایرانی ها به آثار باستانی خیلی علاقمند هستیم پس آنها را خراب می کنیم؟
۵- خط ما از خط میخی زیباتر است؟
سرستون کاخ داریوش در شوش مربوط به دوهزار و پانصد سال قبل (هخامنشی)![]()
This image has been resized. Click this bar to view the full image. The original image is sized 548x411 and weights 170KB. 
۱- باید اسم خودمان را بر روی آثار باستانی ثبت کنیم؟
۲- داریوش فراموش کرده بود روی سرستون تاریخ را ثبت کند؟
۳- H-M نام معشوقه داریوش کبیر بوده است؟
| This image has been resized. Click this bar to view the full image. The original image is sized 548x411 and weights 198KB. |

کوین ریچاردسون ( رفتارشناس حیوانات ) ۳۳ ساله در یکی از مناطق حفاظت شده حیات وحش ژوهاسنبورگ ( آفریقا ) مستقر است. شاید چینین صحنه هایی برایتان غیر قابل باور باشد ولی او معروف به جادوگر شیرهاست.
یکی از رایج ترین فوبیاها در میان بسیاری از مردم ترس از مار است که به احتمال زیاد ریشه ای تکاملی دارد. در گذشته های دور تشخیص دادن مارها و عنکبوتها برای بقای انسان نقشی حیاتی داشته است...
فوبیا هراس یا ترس شدید پدیده ای است که به صورت آگاهانه یا ناخود آگاهانه زندگی بسیاری از انسانهای جهان را مختل می کند. این پدیده بیشتر ناشی از ترس از قرار گرفتن در موقعیتی خطرناک است و معمولا کنترل آن برای فرد مبتلا سخت و گاهی غیر ممکن است.
در حدود 19.2 میلیون نفر انسان در سن 18 سالگی در آمریکا به گونه های مختلفی از این اختلال روحی مبتلا هستند که در ادامه نشریه لایو ساینس به مشهورترین آنها اشاره کرده است.
ترس از مار (Ophidiophobia): یکی از رایج ترین فوبیاها در میان بسیاری از مردم ترس از مار است که به احتمال زیاد ریشه ای تکاملی دارد. در گذشته های دور تشخیص دادن مارها و عنکبوتها برای بقای انسان نقشی حیاتی داشته است. توانایی تشخیص مارها در یک چشم به همم زدن یکی از رفتارهای تکاملی است که به اجداد انسان در جهان وحشی ما قبل تاریخ امکان بقا داده است.
ترس از خزندگان عجیب (Entomophobia): شاید برخی از افراد با دیدن برخی از حشرات تنها احساس چندش آوری پیدا کنند، اما این جانداران کوچک در واقع این توانایی را دارند که برخی از انسانها را به شدت بترسانند که این شدت در زنان نسبت به مردان چهار برابر است. مطالعه دانشمندان دانشگاه کارنگی ملون نشان می دهد دختر بچه های 11 ماهه به سرعت قادرند در برابر تصاویری از مارها با عنکبوتها نشانه های ترس را در صورت خود انعکاس دهند در حالی که این خصوصیت در پسربچه هایی با همین سن وجود ندارد. دیدگاه تکاملی این فوبیا بر این اساس است که زنان در دوران باستانی حیات بشر در هنگام جمع آوری غذا با چنین جاندارانی مواجه می شده اند و انقباض ماهیچه های بدن و صورت در برابر چنین منظره ای به عنوان ابزار محافظت مادر و فرزند در برابر جاندار شناخته شده است.
ترس از مکان (Agoraphobia): در حدود 1.8 میلیون جوان 18 ساله در آمریکا از قرار گیری در اماکنی که فرار کردن از آن مشکل باشد هراس دارند. مکانها و فعالیتهایی که شامل این فوبیا می شوند آسانسور، حضور در رقابتهای ورزشی، پلها، استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی، رانندگی، فروشگاه های بزرگ و فرودگاه ها بر شمرده شده اند. این هراس می تواند باعث شود افراد هرگز خانه های خود را ترک نکنند، به سفر نروند و در مناطق شلوغ قرار نگیرند.
ترس از دیگران (Xenophobia): در صورتی که صحبت کردن در برابر دیگران رنگ چهره شما را دگرگون ساخته، صدای شمار را گرفته کرده و عرق از سر و روی شما جاری می کند، بدانید که نشانه های این فوبیا در شما وجود دارد. بیگانه ترسی پدیده ای است که 15 میلیون جوان آمریکایی از آن در عذابند و تنها صحبت کردن آنها را در جمع تحت تاثیر قرار نمی دهد بلکه خوردن و آشامیدن این افراد نیز در برابر جمع دچار اختلال خواهد شد. این فوبیا از سن 13 سالگی در نوجوانان آغاز می شود.
ترس از بلندی(Acrophobia): یکی از رایج ترین ترسها در میان افراد است که در حدود 3 تا 5 درصد از آمریکایی ها را تحت تاثیر خود قرار داده است. برخلاف تصور پیشین دانشمندان که این فوبیا را ناشی از ترسی غیر واقعی می دانستند مطالعات جدید نشان می دهد مبتلایان به این ترس، ارتفاع ساختمانها را بسیار بیشتر از ارتفاع واقعی می بینند و همین امر بر ترس آنها می افزاید.
ترس از تاریکی (Lygophobia): برای بسیاری از کودکان، خاموش شدن چراغ اتاق همراه با بروز ترسی شدید ناشی از بیرون آمدن هیولایی از زیر تختخواب و یا از داخل کمد دیواری است. در واقع ترسیدن از تاریکی یکی از رایجترین ترسها در میان کودکان است که در پس آن تفکرات و توهمات جالب توجهی نهفته است. کودکان در تاریکی به هر پدیده ممکنی فکر می کنند و معتقدند در تاریکی دزدی خواهد آمد و آنها را خواهد ربود و یا اسباب بازی های آنها را به سرقت خواهد برد. ریشه این ترس کودکان از ناشناخته های آنان سرچشمه می گیرد و در صورت درمان نشدن تا زمان بزرگسالی نیز ادامه پیدا خواهد کرد.
داماد چینی برای صرفهجویی در هزینه جشن ازدواج، از یک دستگاه لودر به عنوان ماشین عروس استفاده کرد.
شانگ زونگ کیانگ داماد 35 ساله چینی که کارمند یک شرکت خودروهای سنگین است، عروس خود را متقاعد کرد که با طرح وی موافقت کند.
وی میگوید به نظر میرسد که طرح وی موفقیتآمیز بوده چون بسیاری از مردم برای تماشای مراسم جشن زوج جوان که با ماشین عروس عجیب خود توجه دیگران را جلب میکردند، جمع شده بودند.
به گزارش روزنامه داهه چاپ چین، داماد چینی از تعدادی لودر دیگر بعنوان همراه ماشین عروس استفاده کرد که همگی با روبانها و بادکنکهای رنگارنگ تزئین شده بودند.
یی یوزی، عروس 26 ساله چینی نیز درباره جشن ازدواج خود میگوید: ابتدا با این طرح مخالف بودم اما بالاخره شوهرم مرا قانع کرد که با این شیوه، جشن ازدواجمان استثنایی خواهد شد. البته در طول مراسم خودم هم از این کار به هیجان آمدم برایم بسیار جالب بود.
/font>

- گذاشتن اسم روی بچه ها " لال " یا " بچه بد "
اگر کودکان را نامهایی مانند احمق و تنبل و... بنامید باور می کنند که دارای این صفات و خصوصیات است. به علت آسیبی که به کاربردن این نامهای منفی به شخصیت بچه ها وارد می کند اعتماد به نفس او از بین می برد. اگر کودکی به صفت « زشت » نامیده شود ممکن است از حضور در جمع و بازی با دیگران خودداری کند اگر بگویید: « کمرو» از ارتباط با همسالان و بزرگترها پرهیز می کند. چه باید گفت: با جمله ای مثبت توجه بچه را به رفتاری معطوف کنید که باید تغییر دهد. « این اتاق نامرتب و به هم ریخته است » یا « کاغذ و مدادهایت روی زمین پخش شده و باید جمع شود.»
۲- طـــرد کـــردن بچه ها " ای کاش به دنیا نمی آمدی " یا " هیچکس ترا دوست ندارد "
طرد کردن بچه ها نشان دادن نفرت یا تمایل به جدایی از آنهاست. برای یک کودک دوست داشته نشدن از طرف فردی که او را به دنیا آورده به معنی دوست نداشتن از طرف همه افراد است. آنچه که یک کودک باید بداند این است که پدر و مادر بدون هیچ قید و شرطی دوستش دارند. چه باید گفت: هر روز با او گفتگو کنید و بگویید « دوستش دارید » و در آغوشش بگیرید.
منفــــی بافــی " لیاقت چیزی را نداری یا جات تو زندونه "
بچه ها با کلمات و جمله هایی که به آنها می گوییم، بزرگ می شوند یک پژوهشگر با عده ای زندانی گفتگو و مصاحبه کرد. از آنها پرسید که به چند نفر از آنها هنگام بچگی گفته شده که زندانی خواهند شد؟ با کمال تعجب دریافت که تقریباً با پاسخ همه آنها به این سوال مثبت بود. والدین باید آینده خوبی را برای بچه ها ترسیم و پیش بینی کنند.
مقصــر داشتن بچه ها هنگام بروز مشکلات " تو دلیل دعوای من و پدرت هستی "
مقصردانستن کودک هنگام مشکلات به این معنی است که او به دلیل کاری که به دیگران انجام داده اند سرزنش می شود بچه ها هدف آسان و در دسترس برای به گردن گرفتن تقصیر دیگر اعضای خانواده هستند. اگر بچه ها باید یاد بگیرند که مسئولیت کارهایشان را به عهده بگیرند ما باید نمونه ای از مسسولیت پذیری در برابر اشتباهات و ضعف هایمان باشیم. چه باید گفت: اگر عصبانی شدید به محض بدست آوردن خونسردی٬ از کودک معذرت بخوهید و مثلاً بگویید:« ببخشید دعوات کردم امروز خسته بودم. »
انتظارات نابجــا " نمره ات ۱۷ شده پس ۳ نمره دیگر چه شده است تو فقط باید ۲۰ بگیری."
پدر و مادرانی که از فرزندان خود انتظارات بی جادارند آنها را مجبور می کنند که بهترین بازیکن باشند یا در مدرسه نمره ۲۰ بگیرند. پیامی که پشت این عمل پنهان شده این است که تو در مدرسه به اندازه کافی خوب نیستی. داشتن انتظار بی جا تنها اعتماد به نفس کودک را از بین می برد. چه باید گفت؟ با تاکید به نکات مثبت بگوئید: خیلی عالی است که نمره های ۲۰ زیادی در کارنامه ات داری اشکالی ندارد نمره ۱۷ گرفتی چون تو تمام سعی خود را کردی و هر انسانی ممکن است اشتباه کند سعی کن اشتباهاتت در آینده کمتر شود لزومی ندارد همیشه و همه کس نمره ۲۰ بگیرند.
مقـــایسه کـــردن " چرا مثل پسرخاله ات نیستی ؟ وقتی به سن تو بروم، دو کیلومتر پیاده به مدرسه می رفتم. وقتی به کودک می گویید که رفتارش مثل خواهرش خوب نیست.
تخم حسادت و بددلی را بین فرزندان خود می کارید. بچه ها نباید در خانواده و فامیل مقایسه شوند چون در مقابل خواهران و برادران خود احساس بی ارزشی و بد بودن را خواهند داشت. حتی تعریف مثبتی هم می تواند همین نتیجه را داشته باشد. وقتی می گوید: « تو در بازی فوتبال از برادرت بهتری » همان احساس مقایسه و ناسازگاری را بین آنها به وجود می آورید. بهتر است بگویید: تو در بازی فوتبال به اندازه برادرت هنگامی که به سن تو بود خوب هستی. از سال گذشته تا به حال در زبان پیشرفت کرده ای.
شـــرم زدگـــی " باید از خودت خجالت بکشی. درست مانند یک بچه رفتار می کنی. نمی توانم باور کنم از این گربه کوچک می ترسی."
هنگام خجالت٬ کودک٬ احساس می کند نقص دارد یا بی لیاقت است. خجالت کشیدن بیشتر از این که رفتار او را درست کند موجب از دست رفتن روحیه و تحقیر او می شود. برخی پدرها و مادرها با انگشت گذاشتن روی نقاط ضعف کودک، مانند شب ادراری او را تحقیر می کنند. خجالت زده کردن کودک موجب می شود که او عوامل تحقیرش را پنهان کند. بهتر است بگویید: گریه نکن٬ تو دیگر بزرگ شده ای. گربه آنقدرها هم ترسناک نیست.
تهدید کـــردن " اگر نیایی می روم و اینجا تنها می مانی. اگر دوباره این کار را انجام دهی، به پلیس می گویم ترا ببرد."
تهدید گفتن جمله یا کلمه اغراق آمیزی است که پدر و مادر به کار می برند تا کودک را بترسانند مانند این جملات: « اگر درست رفتار نکنی تمام استخوانهایت را می شکنم » تهدید موجب ترس در کودک می شود و او احساس می کند که در محیطی ناامن و پر از دشمن زندگی می کند. تهدید به تنها گذاشتن کودک برایش بسیار دردناک و سخت است چون او بسیار حساس است و برای نیازهای اساسی و اولیه زندگی با پدر و مادرش نیاز دارد. آنچه باید گفت: به بچه ها باید هشدار داد نه تهدید برخلاف تهدید٬ هشدار واقعی و معقول است. با گفتن جمله « اگر .... در نتیجه ...» به او هشدار می دهید که نباید به رفتار بدخود ادامه دهد. مانند « اگر دوباره خواهرت را بزنی، دیگر نباید با او بازی کنی.»
برگرفته از وبلاگ خانم اسلامیه
__________________
وبلاگ > شکیبا، شهرام - «می، ر، سی، دو، لا، سل، فا»
(بتهوون هزاره سوم)
غلامعلی حدادعادل در همایش ملی نقش مدیریت راهبردی در تحقق چشمانداز 20 ساله کشور: «من موسیقی نمیدانم اما زمانی که دو نفر میخواهند با هم ساز بزنند، در یک نُت واحد ساز خود را بزنند. الان اینطور شده که مجلس در یک دستگاه ساز میزند و دولت در دستگاه دیگر. مجلس ابوعطا میزند و دولت ماهور.»
1- عیبی ندارد. در عوض میرزاعلی اکبرخان شیدا هم بلد نبود در «همایش ملی نقش مدیریت راهبردی در تحقق چشمانداز 20 ساله کشور» سخنرانی کند.
2- اگر واقعاً مجلس ابوعطا میزند و دولت ماهور، یعنی اینکه شرایط کنونی است. در چنین شرایطی تنها کسی که میتواند با این وضع بخواند، استاد علیرضا افتخاری است. ایشان را بگذارید بین مجلس و دولت، برایتان چنان مرکبخوانی میکند که حظ کنید. نیمساعت بعد هم آلبومش میآید بیرون.
3- موسیقی نمیدانید، ضربالمثل که بلدید، آقای دکتر. ابوعطا زدن مجلس در شرایط کنونی، چندان مناسب نیست. یک دستگاه دیگر پیدا کنید.
4- مجلس هرچه مینوازد، بنوازد اما به عقیده کافة اهل موسیقی دولت عوض «ماهور»، «ناجور» مینوازد.
5- ولی خوش به حالتان با این اوضاع موسیقی، مجلس گرمی دارید.
6- اینکه بحث ساز زدن بود. اگر پای خواندن به میان بیاید و مجلس بخواند: «گلپری جون؟!» دولت عوض «بعله» میگوید: «نخیر!»
7- با توجه به اینکه موسیقی و آلاتش در رسانه ملی حکایت «خودشو بیار، اسمش رو نیار» است، لطفاً درباره چیزهای دیگری مثال بزنید. مردم الان فقط با صدای موسیقی آشنایند و از سیمایش چیزی نمیدانند و آلاتش را نمیشناسند.
8- در شرایط کنونی سازها با هم مخالف است، بله. منتها مسئله اینجاست که مجلس با سازدهنی ابوعطا میزند و دولت با سرنا و دهل،ماهور مینوازد. لذا سیاست شده است، رشک بازار مسگرها. صدا به صدا نمیرسد.
گردآوری : گروه اینترنتی نیک صالحی