
حدود دویست و پنجاه سال پیش از میلاد در چین باستان شاهزاده ای تصمیم به ازدواج گرفت.
با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختری سزاوار را انتخاب کند.
وقتی خدمتکار پیر قصر ماجرا را شنید بشدت غمگین شد، چون دختر او مخفیانه عاشق شاهزاده بود،
دخترش گفت او هم به آن مهمانی خواهد رفت.
مادر گفت: تو شانسی نداری نه ثروتمندی و نه خیلی زیبا.
دختر جواب داد : می دانم هرگز مرا انتخاب نمی کند ، اما فرصتی است که دست کم یک بار او را از نزدیک ببینم.
روز موعود فرا رسید و شاهزاده به دختران گفت : به هر یک از شما دانه ای میدهم،
کسی که بتواند در عرض شش ماه زیباترین گل را برای من بیاورد...
ملکه آینده چین می شود.
دختر پیرزن هم دانه را گرفت و در گلدانی کاشت.
سه ماه گذشت و هیچ گلی سبز نشد ، دختر با باغبانان بسیاری صحبت کرد و راه
گلکاری را به او آموختند، اما بی نتیجه بود ، گلی نرویید .
روز ملاقات فرا رسید ،دختر با گلدان خالی اش منتظر ماند و دیگر دختران هر کدام گل بسیار
زیبایی به رنگها و شکلهای مختلف در گلدان های خود داشتند .
لحظه موعود فرا رسید.
شاهزاده هر کدام از گلدان ها را با دقت بررسی کرد و در پایان اعلام کرد دختر خدمتکار همسر آینده او خواهد بود.
همه اعتراض کردند که شاهزاده کسی را انتخاب کرده که در گلدانش هیچ گلی سبز نشده است.
شاهزاده توضیح داد : این دختر تنها کسی است که گلی را به ثمر رسانده که او را سزاوار همسری امپراتور می کند : "گل صداقت"
همه دانه هایی که به شما دادم عقیم بودند ، امکان نداشت گلی از آنها سبز شود!
شرکت MSI لپتاپ جدید خود که GT628 نام گرفته و به صورت ویژه برای علاقهمندان به بازیهای رایانهای ساخته شده را وارد بازار کرد.
به نقل از الکترونیستا، بدنه این لپتاپ از جنس آلومینیوم و به رنگ قرمز ساخته شده است که توجه هر کاربری را به خود جلب میکند.
روی این محصول پردازنده دوهستهای Core 2 Duo اینتل نصب شده است که در کنار پردازنده گرافیکی Geforce GTS 160M 3D ساخت شرکت Nvidia، امکان اجرای بازیهای سهبعدی و پیشرفته را فراهم میکند.
این لپتاپ شامل رم یک گیگابایتی DDR3 میشود و تصاویر در نمایشگر 15.4 اینچی آن با کیفیت بسیار مناسب پخش میشوند.
در بالای این نمایشگر اسپیکرهای ویژهای نصب شدهاند که صدا از آنها با کیفیت دالبی پخش میشود. روی این لپتاپ کلید ویژهای با نام Turbo نصب شده است تا در مواقعی که کاربر نیاز به نیروی بیشتری دارد، این کلید را فشار دهد تا پس از روشن شدن موتور Turbo Drive Engine لپتاپ، نیروی مورد نیاز تامین شود.
مسئولان یک نهاد دولتی برخلاف دستور رئیسجمهور و رئیس دفتر وی مبنی بر ممنوعیت استفاده از خودروهای دولتی برای کارهای شخصی، برای حضور در مراسم ختم مادر یکی از مسئولان، از امکانات و خودروی دولتی پلاک قرمز استفاده کردند.
به گزارش جهان و بر اساس مشاهدات عینی، در مراسم ختم مادر یک مسئول دولتی که از ساعت 14:30 روز چهارشنبه پنجم آبان ماه در مسجد اعظم قلهک واقع در خیابان دولت برگزار شد، بیش از 50 خودروی دولتی حضور داشتند. مسئولان این نهاد دولتی و جاهای دیگر با استفاده از امکانات دولتی از جمله خودرو و رانندگان آنها در این مراسم حضور یافتند.
جالب اینجاست که این مسئولان علاوه بر استفاده از خودروهای دولتی، از رانندگان آنها نیز برای این کار بهره برده و خود در مسجد حضور یافته و رانندگان آنها به همراه خودروهای دولتی در خیابان دولت و کوچه پسکوچههای این خیابان منتظر این مسئولان ماندند. استفاده این مسئولان از خودروهای دولتی در حالی صورت گرفت که محمود احمدینژاد رئیسجمهور، در آغاز به کار دولت نهم در بخشنامهای دستور العمل نحوه استفاده از خودروهای دولتی و مدیریت مصرف سوخت آنها را ابلاغ کرد، که بر اساس آن هر گونه استفاده شخصی از امکانات دولتی بهخصوص خودروهای دولتی ممنوع شد. رونیز پارس خودرو، پژو 405، پژو پارس، سمند از جمله خودروهایی بودند که مورد استفاده شخصی مسئولان این سازمان برای حضور در این مراسم قرار گرفت. شماره و عکس از این پلاکها در دفتر سایت موجود است
خداداد عزیزی مدتهاست مصاحبه نمیکند. او مدتی است تقریبا از ورزش کنار کشیده و مثل گذشته سر و صدا نمیکند. البته عزیزی خودش خواسته که زیاد مصاحبه نکند و کمتر توی چشم باشد. او در این گفتوگو از همه چیز صحبت میکند؛ از دوران پر سر و صدایش در تیم ملی گرفته تا روزهای حضورش در فوتبال مشهد.
*سخت ترین دوران زندگی ات، چه دورانی بود؟
کودکی من به سختی و فلاکت گذشت. از زمانی که یاد می آید هم فوتبال بازی کردم و هم کار می کردم. به خاطر وضعیت مالی سختی که داشتیم، از 12 سالگی مشغول به کار شدم. در آن دوران به زمین های خاکی هم می رفتم. وقتی در 17 سالگی به ابومسلم رفتم تازه نفس راحتی کشیدم.
*گفتی در بچگی کار می کردی، چه کاری؟
برادرم در کار گچ بری دستی بود. در تابستان ها پیش او می رفتم و شاگردی می کردم. در دوران مدرسه هم که درس می خواندم.
*اولین پولی که گرفتی چقدر بود؟
وقتی به ابوسلم رفتم ماهی 2500 تومان می گرفتم که در آن زمان کم نبود
* اولین حقوقت را چه کار کردی؟
دادم به مادر خدا بیامرزم. او 200،300 تومان را به خودم برگرداند و بقیه را خرج خانواده کرد.
ادامه مطلب ...