همکلاسی

سرگرمی مذهبی خبری

همکلاسی

سرگرمی مذهبی خبری

اقدام عجیب زن تهرانی برای خریدن ماشین برای همسرش!!(0) نظر

وطن پیکس

زنی به دادگاه خانواده آمد و گفت: می‌خواهم مهریه ۳۱۴ سکه بهار آزادی‌ام را از شوهرم بگیرم تا یک وسیله نقلیه برایش تهیه کنم!......

زنی با مراجعه به دادگاه خانواده شهید محلاتی دادخواست مهریه خود را به قاضی یکی از شعب ارائه کرد. این زن در حضور قاضی شعبه ۲۴۵ این مجتمع قضایی خانواده بیان کرد: مهریه‌ام را می‌خواهم تا یک ماشین برای شوهرم بگیرم اما شوهرم به دلیل ترافیک حاضر نیست ماشین بخرد به همین دلیل من می‌خواهم با مهریه‌ام که حقم است برای او این وسیله نقلیه را تهیه کنم.
مرد در دادگاه خانواده حاضر شد و گفت: همسرم بسیار دلسوز است ولی این دلسوزی‌اش را دوست ندارم چرا که هم مهریه ۳۱۴ سکه‌ای خود را از من می‌خواهد و هم وسیله‌ای که من دوست ندارم می‌خواهد برایم تهیه کند.
وی ادامه داد: همسرم باید کمی به نظر و عقاید من اهمیت بدهد و دست از لجبازی و خودخواهی و این دلسوزی‌اش بردارد. زن بار دیگر در مقابل قاضی این شعبه بیان کرد: من باید مهریه‌ام را بگیرم و این وسیله را برای آسایش خود و شوهرم فراهم کنم. قاضی این شعبه مرد را محکوم به پرداخت مهریه زن کرد.

همه چیز درباره «باباشاه» قهوه تلخ/ او می‌میرد و زنده می‌شود

بابا شاه در قهوه تلخ ؟!

آقای مدیری یک روز به من زنگ زد و گفت بیا لوکیشن و صحبت شد که یک نقش دیگر را بازی کنیم. این برای من خیلی سخت بود و بنابراین سعی کردم آن را منتفی کنم چون می‌ترسیدم نکند به شخصیت باباشاه لطمه بزند چون او یک آدم دیگر است که از روسیه می‌آید و …

 

به گزارش خبرآنلاین، «هادی کاظمی» بازیگر نقش «باباشاه» در قهوه تلخ کار هنری خود را از ۱۶، ۱۵ سالگی در «کانون حر» شروع کرد و از همان سال‌هال روی صحنه رفت. بعدها وارد دانشگاه شد و در رشته بازیگری تحصیلاتش را ادامه داد، ‌دوره‌ای که خودش معتقد است که هیچ کمکی به او و پیشرفتش در بازیگری نکرده است: «‌من در دانشگاه هیچ چیز یاد نگرفتم اما یک استادی داشتم به اسم آقای دامود که خیلی چیزها به من یاد داد ولی متاسفانه وقتی وارد دانشگاه شدم حس اینکه چیزی در آنجا یاد گرفتم را نداشتمم. دانشگاه بیشتر برای من محیطی بود برای ارتباط بیشتر، همین».

او از سال ۷۵ وارد تلویزیون شد اما با بازی در نقش «دوبرره» در سریال «پاورچین» ‌برای عامه مردم شناخته شد. او از همان کار به نوعی تبدیل به یکی از اعضای ثابت گروه مدیری شد و تقریبا در همه کارهای بعد از «پاورچین» مدیری حضور داشت. در این مدت در تله فیلم‌ها و سریال‌های دیگری هم بازی کرده که از کارهای اخیرش می‌توان به سریال «در چشم باد» در نقش عباس رسپشن هتل اشاره کرد. او در «قهوه تلخ» در نقش باباشاه حسابی توی چشم آمده است. آنچه می‌خوانید گزیده‌ای از مصاحبه‌ایست که همشهری جوان در شماره ۲۸۲ خود آن را منتشر کرده است.

باباشاه از ابتدا همین طور طراحی شده بود یا اینکه هنگام کار و سر صحنه شکل گرفت؟

من قبل از این در «باغ مظفر» تجربه بازی در نقش شخصیت پیرمرد را داشتم که پدر خان قلی خان بود. زمانی که باباشاه را به من پیشنهاد دادند گفتند که این شخصیت قرار است بابای جهانگیرشاه باشد که خودش هم پیر است؛ یعنی اینجا هم باید نقش پیرمرد دیگری را بازی می‌کردم بنابراین مهران مدیری گفت سعی کن همان شخصیتی که در باغ مظفر بودی را بازی کنی چون واقعا در آنجا دیده نشد.

قرار بود از ابتدا نقاش باشد یا این موقع کار اضافه شد؟

نه این از اول نوشته شده بود که باباشاه نقاش و ملقب به جمال الملک است و کهنسال اما بقیه چیزها در کار پیش آمد. ما خودمان خیلی از پیشنهادها را به آقای مدیری می‌دادیم و بعضی‌ها قبول می‌شد و در نهایت اینکه همه چیز در جای خودش قرار می‌گرفت و آقای مدیری در این قضیه خیلی کمک کرد. کمک‌های آقای مدیری خیلی جالب است اینکه عصاره‌ای از یک چیزی را می‌دهد و می‌گوید همین را بگیر و برو و این تویی که باید آن را پرورش بد‌هی.

یکی از ویِگی‌های باباشاه نحوه صحبت کردن اوست، این لحن پیشنهاد خودتان بود؟

نحوه صحبت کردن باباشاه هم کار خودم بود.

گریم باباشاه خیلی سنگین است و چهره‌تان اصلا مشخص نیست، از این نمی‌ترسیدید که شناخته نشوید؟

خودم معتقدم که هنوز نباید قیافه‌ام را خرج کنم و فکر نمی‌کنم تا حالا خیلی از مردم چهره واقعی مرا به جزء در دو سه کار دیده باشند، ضمن اینکه من مدت‌هاست که دیگر بحث شهرت و اینها را گذاشتم کنار و علاقه‌ای به این مسئله ندارم. من در سال ۷۵ شهرت را تجربه کردم و دیدم که چیزی خوبی نیست بنابراین در اینجا به این چیزها فکر نمی‌کردم که دیده بشوم یا نه به همین خاطر از همان ابتدا از این گریم استقبال کردم و خیلی هم آن را دوست دارم.

به این نکته اشاره داشتی که با مهران مدیری درباره درآوردن نقش تعامل داری، واقعا مدیری که پشت صحنه اینقدر جدی و اخمو است به کسی اجازه نفس کشیدن می‌دهد چه برسد به حرف زدن و تعامل کردن؟

به نظر من هر شخصیتی هم باید جاذبه داشته باشد و هم دافعه و مجموع این دو تا باعث می‌شود رفتار یک انسان کامل باشد. ما خیلی‌وقت‌ها شوخی هم داریم اما به این معنی نیست که دائم داریم می‌خندیم و تو سر و کله هم می‌زنیم چون خیلی‌ها فکر می‌کنند پشت صحنه کارهای کمدی فقط شوخی و خنده است اما برعکس خیلی جدی‌تر از کارهای دیگر است چون وقتی جدیت نباشد شیرینی کار درنمی‌آید ما اصلا لودگی نداریم.

خود مهران مدیری از چه قسمتی وارد کار می‌شود؟

از قسمت بیستم.

شنیدیم همراه با مهران مدیری شخصیت جدید دیگری هم وارد داستان می‌شود که نقش ان را هم شما بازی می‌کنید؟

بله و از قسمت ۳۰ وارد داستان می‌شود. آقای مدیری یک روز به من زنگ زد و گفت بیا لوکیشن و صحبت شد که یک نقش دیگر را بازی کنیم. این برای من خیلی سخت بود و بنابراین سعی کردم آن را منتفی کنم چون می‌ترسیدم نکند به شخصیت باباشاه لطمه بزند چون او یک آدم دیگر است که از روسیه می‌آید و اتفاقات خودش را دارد و بیشتر کارکرد داستانی دارد اما آقای مدیری اصرار کرد و گفت می‌توانی.

یعنی باباشاه می‌میرد و حذف می‌شود از سریال؟

نه، می‌میرد اما دوباره زنده می‌شود. اصلا کارش همین است، هی می‌میرد و زنده می‌شود. مثل ماشین هلش می‌دهند، روشن می‌شود.

شخصیت باباشاه خیلی مورد توجه قرار گرفته، همین است که در قسمت هشتم که به سفر می‌رود و نیست، تماشاگر نبودش را کاملا حس می‌کند، حالا حضور این شخصیت جدید باعث کمرنگ شدن او نمی‌شود؟

قدیمی‌ها مثال خوبی دارند، آنها می‌گویند هنوز سیر نشدی از غذا بکش کنار که آن ولع و مزه غذا زیر دندانت بماند. من خودم موافقم که در نشان دادن باباشاه باید خساست شود چون ممکن است در صورت حضور مداومش تکراری شود.

 

جریان جالب زنی که برای همسرش به خواستگاری رفت !

یک زن عربستانی در شهر عنیزه عربستان برای شوهر خود همسر جدیدی اختیار کرد.
این زن زمانی که متوجه شد شوهرش قصد دارد همسر جدیدی اختیار کند موافقت خود را اعلام کرد. او اصرار داشت تا به خانه زن مورد علاقه شوهرش در شهر ظهران برود و خودش انگشتر نامزدی را به هووی جدیدش بدهد.
شوهر ۴۰ ساله این زن در این باره گفت: زن عربستانی زمانی که متوجه شد زن مورد علاقه شوهرش دچار دودلی و هراس شده، اصرار کرد به نزد این زن برود و او را قانع کند تا پیشنهاد ازدواج شوهرش را قبول کند.
زن عربستانی به همراه شوهر خود بیش از ۱۵۰۰ کیلومتر مسافت را پیموده تا به خانه همسر جدید شوهرش برسد. او در میانه راه یک انگشتر نامزدی خرید و در شب خواستگاری با این زن درباره خوبی‌های شوهر خود صحبت کرد تا او را قانع کند. او روز بعد انگشتر نامزدی را به این زن داد و بدین ترتیب شوهرش همسر جدید خود را عقد کرد.

خوراکی های مفید برای کاهش کلسترول خون

جو دوسر و مشتقات آن حاوی نوع خاصی از فیبر خوراکی موسوم به بتا ـ گلوکان است. این فیبر از نوع محلول در آب است که به کاهش کلسترول بد یا LDL کمک می‌کند.
یکی از ویژگی‌های خاص درباره نحوه عملکرد جودوسر برخلاف سایر فیبرهای خوراکی این است که مقدار کلسترول بد خون را پایین می آورد، اما در عین حال سطح کلسترول خوب هیچ تغییری نمی‌کند. به این ترتیب نسبت بهتری بین کلسترول کلی و کلسترول خوب در بدن ایجاد می‌شود که حفاظت از قلب در برابر بیماری‌ها را افزایش می‌دهد.
طبق مقاله تغذیه در شبکه خبری تورنتو نیوز، جو دوسر تنها غله سبوس دار است که از سوی سازمان غذا و داروی آمریکا برای کاهش کلسترول خون تایید شده است، اما مواد خوراکی دیگری هم وجود دارند که می‌توانند تاثیر مشابهی داشته باشند. این مواد عبارتند از:
ـ دانه سویا:
پروتئین‌ سویا، بدن را در برابر بسیاری از بیماری‌های قلبی محافظت می‌کند و مقدار کلسترول بد را به میزان قابل توجهی کاهش می‌دهد و در عین حال سبب افزایش کلسترول خوب می‌شود.
ـ چای سبز:
آزمایشات متعدد نشان داده است که نوشیدن چای سبز یا چای سیاه می‌تواند کلسترول خون را پایین بیاورد، فشار خون را کاهش دهد و از لخته شدن خون جلوگیری کند که به این ترتیب در پیشگیری از بیماری‌های قلبی ـ عروقی موثر خواهد بود.
هر دو نوع چای از اکسیده شدن کلسترول بد جلوگیری می‌کنند. به علاوه چای دارای مقادیر قابل توجهی فولیک اسید است که خطر بروز بیماری قلبی و سرطان را تقلیل می‌دهد.
ـ دانه جو:
انواع محصولات جو در پایین آوردن کلسترول خون موثر هستند. جو اثرات منحصر به فردی برای حفظ سلامتی دارد که به ویژه‌ برای قلب مفید است. تاثیر محافظتی جو برای مبارزه با کلسترول از جو دو سر هم بیشتر است. دانه جو همچنین حاوی ویتامین E است که تولید کلسترول توسط کبد را متوقف می‌سازد.

عصای طلا و مرد فریبکار

دو پیرمرد که یکی از آنها قدبلند و قوی هیکل و دیگری قدخمیده و ناتوان بود و بر عصای خود تکیه داده بود، نزد قاضی به شکایت از یکدیگر آمدند.

اولی گفت : به مقدار 10 قطعه طلا به این شخص قرض دادم تا در وقت امکان به من برگرداند و اکنون توانایی ادا کردن بدهکاریش را دارد ولی تاخیر می اندازد و اینک می گوید گمان می کنم طلب تو را داده ام. حضرت قاضی! از شما تقاضا دارم وی را سوگند بده که آیا بدهکاری خودش را داده است، یا خیر. چنانچه قسم یاد کرد که من دیگر حرفی ندارم.

دومی گفت: من اقرار می کنم که ده قطعه طلا از وی قرض نموده ام ولی بدهکاری را ادا کردم و برای قسم یاد کردن، آماده هستم.

قاضی: دست راست خود را بلند کن و قسم یاد کن.

پیرمرد: یک دست که سهل است، هر دو دست را بلند می کنم.

سپس عصا را به مرد مدعی داد و هر دو دستش را بلند کرد و گفت: به خدا قسم که من قطعات طلا را به این شخص دادم و اگر بار دیگر از من مطالبه کند، از روی فراموشکاری و ناآگاهی است.

قاضی به طلبکار گفت: اکنون چه می گویی؟ او در جواب گفت: من می دانم که این شخص قسم دروغ یاد نمی کند، شاید من فراموش کرده باشم، امیدوارم حقیقت آشکار شود.

قاضی به آن دو نفر اجازه مرخصی داد، پیرمرد عصای خود را از دیگری گرفت. در این موقع قاضی به فکر فرو رفت و بی درنگ هر دوی آنها را صدا زد. قاضی عصا را گرفت و با کنجکاوی دیواره آن را نگاه کرد و دیواره اش را تراشید، ناگاه دید که ده قطعه طلا در میان عصا جاسازی شده است. به طلبکار گفت: بدهکار وقتی که عصا را به دست تو داد، حیله کرد که قسم دروغ نخورد ولی من از او زیرک تر بودم. 
 

موجودی که خودش تعیین می‌کند ، نر باشد یا دو جنسه! (+عکس)

میگوهای نعنا فلفلی همگی با جنسیت نر به بلوغ می‌رسند، اما می‌توانند تصمیم بگیرند که هرمافرودیت شوند یا نه. این تصمیم فواید و مضرات خاص خودش را دارد و به شرایط زندگی میگوها و اجتماع آن‌ها بستگی دارد.
گونه‌هایی از جانوران روی کره خاکی ما زندگی می‌کنند که تغییر جنسیت بخشی طبیعی از زندگی آن‌ها است. گونه‌هایی وجود دارند که در ابتدای زندگی نر یا ماده هستند و بعد به جنس دیگر تغییر جنسیت می‌دهند. همچنین گونه‌های نه چندان کمی از موجودات می‌توانند در آن واحد هم نر و هم ماده باشند که به این دسته هرمافرودیت یا دوجنسی گفته می‌شود.
نیوساینتیست در گزارش ویژه خود به یکی از این گونه‌های جانوری پرداخته که یک قدم فراتر رفته و به نحو پیچیده‌تری تصمیم می‌گیرد که در جنسیت خود باقی بماند یا این که آن را تغییر بدهد. این جانور، میگوی نعنافلفلی نامیده می‌شود. اسم این میگو از طرح بدنش می‌آید که به شکل شکلات‌های نعنایی یا آبنبات‌های راه راه است.

میگوهای نعنافلفلی همه با جنسیت نر متولد می‌شوند و به بلوغ می‌رسند. آن‌ها این قابلیت را دارند که به هرمافرودیت تبدیل شوند، یعنی در آن واحد هم نر باشند و هم ماده. اما اغلب میگوها ترجیح می‌دهند که نر باقی بمانند و تا جایی که امکان داشته باشد، صبر می‌کنند تا دیگران تغییر جنسیت بدهند. یکی از دلایل این ترجیح این است که آنها به عنوان یک نر بیشتر شانس جفت‌گیری دارند، تا وقتی که در قالب یک هرمافرودیت بخواهند نقش یک نر را ایفا کنند . همچنین تبدیل شدن به هرمافرودیت سرعت رشد میگوها را کاهش می‌دهد، احتمالا به این دلیل که تولید تخمک‌ها به انرژی بیشتری نیاز دارد.
در حقیقت انتخاب این که میگوهای نعنافلفلی نر باقی بمانند یا هرمافرودیت شوند، به اندازه اجتماعی بستگی دارد که در آن زندگی می‌کنند. اگر اجتماع بزرگ باشد و شانس این که اطرافیان هرمافرودیت شوند زیاد باشد که چه بهتر، ‌وگرنه، اگر میگو مستقل زندگی کند و در جمع بزرگی از هم‌نوعان خود نباشد،‌ هرمافرودیت می‌شود و بدین ترتیب شانس جفت‌گیری را برای خود افزایش می دهد.
منبع:  tafanoni.org

تاریخچه برچم ایران

زمانهای دور پرچم برای ایرانیان اهمیت زیادی داشته است و قدمت آن از همین اهمیت نشان دارد.

به گزارش گروه اجتماعی مشرق، پرچم ایران، قرن هاست سه رنگ و دارای رنگ‌های سبز، سفید، و قرمز می‌باشد. نشان پرچم نشان جمهوری اسلامی نام دارد که شرح و تفسیر رسمی آن در اصل 18 قانون اساسی آمده‌است. اما بطور خلاصه این نشان بیان‌گر واژه «الله» و شعار «لا اله الا الله» است که روی رنگ سفید پرچم قرار گرفته‌است. همچنین 22 «الله‌اکبر» به رنگ سفید و به نشانه پیروزی انقلاب در روز 22 بهمن، در حاشیه پایین رنگ سبز و حاشیه بالای رنگ قرمز نوشته شده‌است.
در تاریخ نماد و بیرق اولین بار به پرچم یا درفش کاویانی اطلاق شده است که کاوه آهنگر برای جنگ با ضحاک ستمگر از آن استفاده کرد. البته در اوستا به درفشی به شکل گاو بالدار (درفشا) اشاره شده‌است. پرچم دوران هخامنشی عقابی با بال‌های گشوده با قرص خورشیدی در پشت سر عقاب بوده‌است. در زمان اشکانیان پرچمی استفاده می‌شد که شمایل خورشید در آن بود. دسته‌های هزار نفری ارتش اشکانی نیز دارای پرچمی ابریشمی مزین به اژدها بودند. در کتیبه‌های سنگی دوران ساسانی نقش چهار پرچم را می‌توان یافت. یکی در بیستون مربوط به شاپور دوم است که پرچم ترسیم شده گشوده نمی‌باشد. سه پرچم دیگر نیز در نقش رستم حک شده‌است. یکی متعلق به هرمز دوم منقش به چلیپای (صلیب) افقی که دارای سه دنباله آویزان است. در نقش مربوط به بهرام دوم بر بالای سر نیزه بهرام حلقه‌ای دیده می‌شود که دو پارچه از آن آویزان است که دارای خطوطی عرضی می‌باشند و منگوله‌هایی نیز به آنها متصل می‌باشند. در نقش شاپور دوم در نقش رستم، پرچم دارای یک چلیپا و منگوله‌هایی آویزان سه گوی راه راه مشابه گوی موجود درتاج پادشاهان ساسانی می‌باشند.
در قرون اولیه بعد از اسلام رنگ سیاه رنگ خلفای عباسی و پیروان و طرفداران آنها بوده و رنگهای سبز و سفید نیز رنگ مورد علاقه در پرچمهای مخالفین عباسیان بوده‌است.
از حدود قرن پانزده میلادی نشان شیر و خورشید نیز درپرچمهای ایران بوده‌است. این نشان در دوره‌های مختلف و نزد سلسله‌های شاهی مختلف به صورتهای متفاوتی تعبیر شده‌است.
این نشان در ابتدا تنها سمبلی ستاره‌بینی بود نه نشانه سلطنت، ولی بعدها تعبیرهای دیگری پیدا نمود. تعبیرهای ملی‌گرایانه و سلطنتی از این نشان بعدها در دوران‌های قاجار و پهلوی به این نشان داده‌شد. در زمان فتحعلی شاه قاجار شمشیری به دست شیر داده می‌شود و استفاده از این نشان تا پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 ادامه پیدا می‌کند. نشان شیر وخورشید بعد از انقلاب با نشان جمهوری اسلامی جایگزین می‌گردد.
در زیر تصاویر پرچه های کشور ایران به ترتیب از درفش کاویانی تا پرچم کنونی می آید:

پرچ

پرچم

پرچم

پرچم

پرچم

پرچم

پرچم

نگاهی به حرمسراهای دربار ایران

درباره حرمسرا های دربار ایران چه میدانید؟ / عکس ناصرالدین شاه و شش نفر از زنانش در اندرونی

نگاهی به حرمسراهای دربار ایران / عکس ناصرالدین شاه و زنانش

 تنها چیزی که در حرمسرا حائز اهمیت بود، این بود که از ورود هرگونه موجود نرینه به داخل و اطراف آن جلوگیری به عمل آید، خواه این موجود نرینه یک گربه باشد یا یک گنجشگ یا کبوتر! آن پسر بچه‌های سیاه و سپید حبشی که اینک پس از گذشت تقریبی سه سال از اقامتشان در دربار، زبان فارسی و البته کمی هم ترکی به علاوه خواندن قرآن و ادعیه مذهبی را یاد گرفته، مقدار محدودی نیز به فارسی می‌توانستند بنویسند، به صورت یک گردان از قصی‌القلب‌ترین افراد نوع بشر در آمده و به خاطر ناتوانی در رسیدن به آنچه تمام همسن و سالانشان به آن می‌توانستند دست یابند، دارای یک عقده درونی حقیقتاً خطرناک شده بودند. آنان تنها به این می‌اندیشیدند که به ولینعمت خود که اکنون می‌دانستند وی شاه ایران است، بی کم وکاست خدمت کرده هر اتفاقی که ناموس سلطنت را بی‌آبرو کند از میان بردارند. چه بسیار از ایشان که کودکان را سقط کرده یا نوزادان را خفه می‌کردند تا برخی اتفاقات نامیمون در حرمخانۀ شاهی رخ ننماید.

حرم سرا

 اگر کمی به عقب و به عصر صفوی باز گردیم شاید با خواندن یادداشتهای «کمپفر» که در دربار سلطان صفوی طبیب بوده بتوانیم وضعیت سخت و سفت حرمسرا را تصور نماییم. وی اشاره می‌کند که در حیاط اندرونی تقریباً پنج اطاق مربوط به زنان شاه وجود دارد که در مقابل هر دری یکی از خواجه‌های سفیدپوست شاه ایستاده است. وی بر این نظارت می‌کرد که بانوی داخل اطاق خیالاتی به سرش نزند و در موقع احضار برای شرفیابی به تمام موازین آرایش و پیرایش خویش را رعایت و آنها را موبه‌مو اجرا نموده باشد.

 این گروه مجازند تمام سوراخهای حرمسرا را سرک بکشند و همچون یک خفاش هر یک از اهل حرم را غافلگیر نمایند و به اعمال هر کس به چشم خرده‌گیری و دقت با وسواس بنگرند و تجسس در کار همه را پیشینه اصلی خود پندارند.

 شاید اولین سؤالی که به ذهن خطور می‌کند این باشد که این افراد با دیدن این صحنه که یک فرد این همه همسر دارد و ایشان از داشتن یک زوجۀ مناسب هم محرومند چه حالی پیدا می‌کرد! و چگونه می‌توانستند در این محیط کار کنند، این حرف به اعتقاد من آنجا درست می‌نمود که میان شاه و زنانش اُنس و الفتی باشد. خواجه‌های سلطان عبدالعزیز عثمانی خوب به خاطر می‌آورند که روزی سلطان به تعداد زیادی از همسرانش ظنّ برد و به طور دیوانه‌وار دستور قتل ایشان را صادر کرد. شبانگاه خواجه‌ها بانوان بینوا را چون مرغان بی‌پناه، دست و پا بستند و در داخل گونی انداخته به کنارۀ بوسفور بردند و با بستن سنگی بزرگ به گونیها و غلطانیدن آن به داخل خلیج پیکرهای آن پری‌رویان را به امواج دریا سپردند و در یک شب حدود 200 زن را در خلیج غرق کرده، به توپ قاپی بازگشتند. آری این عمل وحشیانه شاید دل خواجه‌ها را نیز به درد می‌آورد و خدا را سپاس گفتند که ایشان مانند سلطان اینقدر خوی وحشی‌گری ندارند.

 اما بشنوید از اعتماد شاه به ایشان که خود جای بسی شگفتی دارد که شاهی که به خودش اعتماد و اطمینانی ندارد، چگونه بر مشتی خواجه اینقدر خاطر جمع کرده که آبرویش را به امانت نزد ایشان نهاده است. شاه می‌دانست که خواجه‌ها زیرکند و باهوش، امین هستند و خویشتندار و در وفاداری ایشان سرسوزنی نمی‌توان تشکیک کرد. به همین سبب همواره معلمان و مربیان شاهزادگان را از میان خواجگان گزین می‌کردند، و اداره و تربیت شاهزادگان را یک خواجه عهده‌دار بود، چنانکه خود شاه نیز از دست پروردگان خواجه‌های پدرش بود! در عصر صفوی، خواجه‌ها گذشته از رسیدگی به امور تربیتی، ادارۀ امور قسمتی از دربار به نام انتخاب ولیعهد را بر عهده داشتند. این خواجه‌ها در حقیقت ادارۀ امور مملکت را برنامه‌ریزی می‌کردند و از میان فرزندان ذکور پادشاه کسی را که لایق‌تر باشد به عنوان جانشین معرفی می‌نمودند و همین افراد بودند که پس از مرگ شاه طرح بر تخت نشستن همان شاهزاده را بدون کم وکاست اجرا می‌کردند. در آن عصر خزانۀ شاهی نیز در دست یکی از خواجه‌های سلطان بود.

 شاید دلیل این همه اطمینان این بود که ایشان را از کودکی خریداری کرده و در حرمسرا به کار می‌گماردند، در آن محیط نه از نگاه پدری خبر بود و نه از آغوش پر مهر مادری، هیچکدام یکدیگر را نمی‌شناخته و اصلاً اسم ولایت و کشوری را که در آن به دنیا آمده بودند نمی‌دانستند. اینان چون نه خانواده‌ای داشتند که به فکر آن باشند و نه فرزندانی که آینده ایشان را در نظر قرار دهند هرگز فکر دزدی و تحصیل مال نداشته و از هرگونه دست‌اندازی به حرمخانه و خزانه دور بودند و این امر باعث شده بود که در شورای حکومت و سلطنت، خواجه صندوقخانه خزانۀ شاهی به عنوان یک فرد منصبدار و با کیاست معروف و مشهور باشد و در جلسات نقش اساسی را بر عهده گیرد و بتواند بی هیچ پرده‌پوشی به حساب و کتاب درباریان طمّاع و مال مفت‌خور رسیدگی نماید. امّا آنچه برایم بیشتر از هر چیزی جالبتر در نظر افتاد تربیت ولیعهد توسط ایشان بود که برایتان ان شاءالله شرح خواهم داد.

محمدرضا بهزادی/ به نقل از مجله بهارستان

کوچکترین جورچین دنیا

................... کوچک ترین جورچین دنیا در ابعاد 10 میلیمتر




پیشنهاد غیراخلاقی به رییس جمهور آلمان

یک نویسنده‌ی آلمانی به رئیس‌جمهور این کشور در ازای مخالفت با قانون تمدید مدت زمان فعالیت نیروگاه‌های هسته‌ای، پیشنهاد رابطه‌ی جنسی داد!

به گزارش ایسنا، کارلوته روخه نویسنده‌ی کتاب آلمانی "فویشته گبیته" به کریستین وولف، رئیس جمهور آلمان پیشنهاد کرد در صورتی که قانون تمدید مدت زمان فعالیت نیروگاه‌های هسته‌ای را بپذیرد، می‌تواند با وی رابطه‌ی نامشروع داشته باشد!

به گزارش خبرگزاری اتریش‌، به نظر می‌رسد که همسر این نویسنده‌ی 32 ساله‌ی آلمانی که یکی از مجری‌های تلویزیونی است، با این اقدام وی موافق باشد.

این نویسنده‌ی 32 ساله‌ی آلمانی گفت: با همسرم در این مورد صحبت کرده‌ام و وی موافق است و اکنون تنها بانوی اول آلمان یعنی همسر وولف باید با این مساله موافقت کند.

وی گفت: وولف باید سال جاری در مورد این مساله تصمیم گیری کند که آیا قانون اتمی این کشور قانونی است و آیا اتحاد دو حزب دموکرات مسیحی و سوسیال مسیحی و دموکرات‌های آزاد می‌توانند بدون موافقت مجالس ایالتی این قانون را عملی کنند.

روخه به عنوان یکی از مخالفان انرژی اتمی محسوب می‌شود. وی یکی از سردمداران اعتراض به حمل زباله‌های هسته‌ای به گورلبن آلمان بود

مواد خطرناک موجود در خمیر دندان

در اواخر جنگ جهانی اول، محبوبیت خمیر دندان به جایی رسیده بود که اکثر مردم بدون آن نمی توانستند زندگی کنند.

امروزه خمیر دندان در اطراف هر شخصی وجود دارد، اما به راستی چه چیزی این ماده را اینقدر خاص کرده است؟

چه یکبار در روز مسواک بزنید و چه سه بار، در هر حالت هیچگاه به مواد سازنده آن دقت نمی کنید زیرا اغلب تصور می کنید که مواد محتوی یک قوطی استاندارد خمیر دندان، برای دندان ها ضروری است. اما چرا بر روی اکثر خمیردندان ها  نوشته شده : “نخورید، نبلعید و …” ؟ در زیر به برخی از مواد خطرناک موجود در خمیر دندان اشاره می شود.

فرمالدئید

این ماده در اکثر خمیر دندان ها وجود دارد و همه باکتری هایی که پس از خوردن غذا یا خواب درون دندان هایتان ایجاد شده اند را از بین می برد. اما اگر مقدار زیادی از این ماده به طور تصادفی خورده شود، اثرات مرگباری به دنبال خواهد داشت. از اثرات قورت دادن فرمالدئید های شدید می توان به یرقان، کلیه درد، صدمه به کبد و مرگ اشاره کرد.

پاک کننده ها

به هنگام مسواک زدن، کف های خمیر دندان احساس خوشی را در فرد ایجاد می کند. در نتیجه سازتدگان خمیر دندان از مواد پاک کننده ای استفاده می کنند تا با ایجاد کف و حباب، احساس خوشی در فرد بوجود آید. اما اگر این حباب های دوست داشتنی بطور اتفاقی خورده شوند، منجر به مشکلات گوارشی در فرد می شوند.

عصاره نعنا

عطر عصاره نعنا تنفس را تازه تر می کند. اگر با خمیر دندان حاوی وغن نعنا مسواک بزنید، این ماده باعث ضربان کند، سوزش معده و لرزش ماهیچه ها می شود.

پارافین

پارافین باعث می شود که خمیر دندان به نرمی بر روی مسواکتان قرار بگیرد. همانطور که می دانید پارافین خوردنی نیست و اگر بر حسب اتفاق خورده شود، باعث دل درد ، حالت تهوع، استفراغ و یبوست شدید می شود.

گلیسیرین گلیکل

مطمئنا نمی دانستید که این ماده در خمیر دندان وجود دارد. وجود این ماده خمیر دندان را از خشک شدن محافظت می کند. اگرچه گلیسیرین سمی نیست اما خوردن این ماده باعث حالت تهوع در فرد می شود.

دی اکسید تیتانیوم

تیتانیوم دی اکسید یکی دیگر از اجزا خمیر دندان است که در رنگ سفید هم استفاده می شود. این ماده به این منظور در خمیر دندان استفاده می شود تا دندان ها را حداقل برای چند ساعت زیبا و سفید جلوه دهد. اگرچه بلعیدن این ماده به شما آسیبی نمی رساند اما خوردن آن نیز توصیه نمی شود.

ساخارین

ساخارین ماده ای نسبتا شیرین است به همین دلیل اکثر مردم خمیر دندان ها را دوست دارند. از سال ۱۹۷۲ بر سر حذف کردن این ماده از خمیر دندان، مذاکراتی برپا شده اما امروزه به نظر می آید که بلعیدن آن مشکلی ندارد.

البته امروزه در بسیاری از موادی که روزانه مصرف می کنیم، محتویات خطرناکی موجود است اما چه خوب است که بدانیم و حداقل، بهترین آنها را مصرف کنیم. هیچ گرانی بی حکمت نیست