مدتی است که شهرداری تهران به امر اخلاق عمومی اهتمام ورزیده و پیامهای اخلاقی مینویسد، روی پلهای عابر پیاده. از آنجایی که زبان شعر اهمیت ویژهای دارد، پیامها را به صورت منظوم تقدیم حضور شهروندان میکنند. مثلاً روی پل نوشتهاند:
پدرم گفت که ای دخت نکو بنیادم
زلف بر باده مده تا ندهی بر بادم
1- با این حساب نتیجه میگیریم که دختر حافظ هم شاعر است و بد هم شعر نمیگوید، البته از آثار پدرش زیادی الهام میگیرد.
2- حافظ هم دچار مشکل بوده است در تربیت دخترش.
3- دختر حافظ هنوز هم زنده است و برای شهرداری تهران شعر میگوید.
4- اگر زلف دختری بر باد برود، فیالفور پدرش در جای دیگری بر باد میرود.
5- وقتی پدری با یک زلف ناقابل بر باد میرود، اگر دختر خدای ناکرده فراری شود چه اتفاقی میافتد برای پدر؟
6- اساساً چرا همه نهادها میخواهند مردم را تربیت کنند؟